اهل بیت و مدیریت یا مدیریت و اهل بیت

در میان نگرشهای مکاتب مختلف مدیریتی نگرشی چامع وجود دارد که مدیریتی ها کاملا با آن آشنا هستند...... بله منظور نگرش اقتضایی یا به قول فرنگیها contingency aproach میباشد نگرشی که به زبان ساده یعنی" در شرایط و موقعیتهای گوناگون به شیوه ها و روشهای مختلف مدیریت کردن"

در واقع نحوه و سبک مدیریتی بستگی به شرایط و وضعیتی دارد که در آن واقع هستیم نمونه زیبایی در تاریخ اسلام پیش چشممان است که در نگاه ظاهربین این تصور را به ذهن متبادر میکند که این همه تضاد چرا و به چه علت؟!

در قضیه صلح امام حسن مجتبی(ع) امام با توجه به شرایط زمان تصمیم به صلح با معاویه میگیرد تا خسران بیشتری بر اسلام و مسلمین وارد نشود چرا که طرف مقابل آدمی مکار و حیله گر است که با ترفندهای مختلف مسلمانان را و اذهانشان را گمراه کرده و با تظاهر به تدین و دیانت مغز کوچک ظاهربین مسلمانان شامی و عرب را منحرف کرده است و از طرفی چند سال جنگ و گریز که از دوران خلافت مولای متقیان علی(ع) بین کوفیان و شامیان درگرفته اهالی کوفه را مستهلک کرده و بویژه با مطامعی که حکومت شام بر سر راه سران و بزرگان عراق قرار داده پایبندیشان به امام همام تنزل کرده و دلایلی دیگر که شما بهتر از من میدانید ......... این میشود که حسن ابن علی(ع) با این اباشکم دهر صلح میکنند.

امام حسین(ع) هم تا زمانیکه معاویه در قید دنیا بود خروج بر او را به مصلحت مسلمین ندانستند اما با رسیدن خلافت به یزید ابن معاویه دیگر امام نه تنها بیعت با این مرد فاسد را نمیپذیرند بلکه در صدد قیام و بدست گرفتن ضمام امور مسلمین بر می آیند. چرا که اینبار طرف مقابل فردی است که علی رغم اینکه ظاهرا از پشت معاویه سیاستباز است اما آنقدر سیاست و کیاست ندارد که در ملا عام شرب خمر نکند و احکام محکمه دین خدا را رعایت نکند و در مستی به نماز نایستد و موارد بسیاری از این دست که خود دانید و اینجا از دیدگاه امام همام سکوت در برابر چنین شخصیت بیمار هوسرانی که نام امیرالمومنین را یدک میکشد نه تنها جایز نیست بلکه عین احیاء دین جد نازنینش میباشد و کربلا با تمام ریز و درشتش که میدانید واقع میشود و خون حسین است که اسلام را نجات میدهد و وجدانهای خوابزده را بیدار میکند و....

این یعنی مدیریت اقتضایی که امامی حفظ اسلام را که اوجب واجبات است در صلح با معاویه و امامی پاسداری از اسلام را در شهادت خود و یاران میبیند؛ درود خدا بر رستگاران.

آثار و بركات اخلاقى - تربيتى سيد الشهداء (ع)

1- ايجاد اخلاق جديد در جامعه مسلمين‏

يكى از آثار و بركات سيدالشهدا (ع) در بعد اخلاقى - تربيتى اين است كه قيام او باعث گرديد در جامعه مسلمانان نوعى اخلاق جديد بلند نظرانه پديد آيد و نظر انسان را به زندگى خود و ديگران، دگرگون سازد تا بتواند بدينوسيله جامعه را اصلاح نمايد  در اثر قيام و شهادت امام حسين (ع) موجى در روح مسلمين به وجود آمد، حميت و عزت، شجاعت و صلابت به وجود آمد،و احساسات بردگى و اسارتى كه از دوره معاويه بر روح جامعه اسلامى حكمفرما بود، تضعيف شد و ترس آنها را فرو ريخت ، خلاصه، ابا عبدالله (ع) به اجتماع اسلامى شخصيت داد.

 2- احساس گناه در بين مسلمين

يكى ديگر از آثار نهضت و شهادت سيدالشهدا (ع) اين بود كه مردم پس از مدت كوتاهى متوجه عدم توانايى و ضعف نفس خود شدند، لذا احساس عميق ندامت و گناه كرده و چنين انديشيدند كه براى جبران اين اهمال كارى و غفلت ، و نيز براى طلب بخشايش الهى، بايد جانبازيهاى مشابهى را انجام دهند.

3-ازدياد محبوبيت سيد الشهداء (ع) و خاندان وحى‏

سومين اثر مهم تربيتى قيام و شهادت سيدالشهداء (ع) ، بالا بردن محبوبيت خاندان حضرت على (ع) در اجتماع اسلامى و شناساندن بيشتر و بهتر آنان به مردم بوده است .

مسئله داشتن محبوبيت و قبضه كردن افكار اجتماع از مسائل حياتى و مهمى است كه همواره مورد نظر حكومتها بوده و هست . حكومتها هر چند به طور اكثر تكيه گاه بزرگى جز قدرت ندارند، اما به خوبى مى دانند كه نيرومندتر از قدرت نظامى ، جايگاهى است كه در دلهاى مردم مى‏باشد، وسعى دارند آن را براى خويش به دست آورند.

ادامه نوشته

و عاشورا باز هم تکرار شد

و باز هم حسین تکرار شد و باز هم غم و اندوه و مصیبت شیعیانش را سوگوار کرد و بازهم ............

صل الله علیک یا اباعبدلله الحسین و صل الله علی الاولادک و اصحابک المنتجبین

درود خدا بر احیاکننده سنت رسول خدا و درود خدا بر آنکه چراغ هدایت است و کشتی نجات

به خاکسپاری شهدای گلگون کفن و سخنرانی بانوی آزادگی زینب در کوفه را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

اسرار عاشورا

اینکه با ساده خیالی و ولنگاری فکری در مورد حادثه عظیمی چون عاشورای حسینی که بیدارکننده جانها و روانهای بیشماری در طول تاریخ بوده است بیاندیشیم ظلمی است که خواسته و ناخواسته به این مکتب بی نظیر میکنیم. اینکه امروز با شروع دهه محرم اسباب عزاداری فراهم میشود و بیرقها و خیمه ها برافراشته و برپا میشود و دلها و جانها به سوی مجالس مرثیه و روضه و .... روانه میشود نه تنها بد نیست که خوب هم هست اما نکته اینجاست که اینهمه .... لازم است اما .... کافی نیست. امروز نیاز به بازنگری در فرهنگ محرم و شور حسینی بیش از پیش احساس میشود فرهنگی که پدیدآرنده اش ندای تاریخی هل من ناصر سرداده نه از برای سوختن جانها و جاری شدن اشکها بل برای بیداری افکار و هوشیاری تمام اعضا و جوارحمان در برابر دسیسه های زمان با اندک تاملی در نهضت عاشورا میبینیم که کسانی که امام را خواندند و دعوت کردند همانها شدند که با تیر و کمان و سنان و.... بدن مطهرش را مورد جفا قرار دادند یعنی منتظران امام زمان(سیدالشهدا) امام خود را کشته و خاندانش را به اسارت کشیدند و اینجاست که باید در احوال زمانه خودمان غور کنیم و بصیرت علوی و حسینی و ایضا مهدوی داشته باشیم. چه کسی میداند که اگر مولایمان حضرت حجت امروز و فردا قیام کند؛ و ما مقابلش به جهل نایستاده باشیم؟ (در ادامه میتوانید به اسرار عاشورا جهت تنور افکار مراجعه کنید)

ادامه نوشته

به پیشواز موسم آلاله های نینوا

قال رسول الله صلى الله عليه وآله :
ان لقتل الحسين عليه السلام حراره فى قلوب المؤ منين لا تبرد ابدا .
براى شهادت حسين عليه السلام حرارت و گرمايى در دلهاى مؤ منان است كه هرگز سرد و خاموش نمى شود.

كل يوم عاشورا و كل ارض كرببلا و بازهم سخن از اينجا آغاز ميشود كه پاياني است برانفعال بشريت در برابر ظلم وتباهي و چون نام زيباي حسين و يارانش شنيده ميشود كدامين دل است كه نلرزد كه اگر نلرزد دل نيست . آيا ميتوان در جايگاهي فرهنگي ايستاده  و بي توجه به رسالت سرخ حسين و يارانش بود؟ شيعه بود و دغدغه اي عاشورايي نداشت؟ آيا ميتوان علوي بود و حسيني نبود؟ آيا اصلا ميتوان انسان بود ولي حسيني نبود؟ مخلص كلام آنكه آيا ميتوان انساني شيعه علوي بود و در جايگاهي فرهنگي ايستاده ولي عاشورايي نبود؟

جواب اين سؤال را ديگران از من بهتر داده اند كه ما تالي آن ديگرانيم، آنجا كه شهيد بزرگ استاد مطهري ميفرمايد: حسين ابن علي درس غيرت به مردم داد، درس تحمل و بردباري به مردم داد........... پس اينكه ميگويند حسين ابن علي چه كرد و چطور شد كه دين اسلام زنده شد جوابش همين است كه حسين بن علي روح تازه دميد، خونها را به جوش آورد، غيرتها را تحريك كرد............. ترس را ريخت، همان مردمي كه تا آن مقدار مي ترسيدند، تبديل به يك عده مردم شجاع و دلاور شدند.

اينچنين است كه بجاست تا در آستانه ایام سوگواری اباعبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایش مشق کنیم آزادگی و پایمردی و عدالتخواهی و شرافت و ..... و بازهم كلام زباي حسين را ترنم كنيم كه:

هل من ناصرا ينصرني

کایزن (قسمت دوم)

بهبود


 کاکوشین(تحول)                                                                                 کایزن(بهبودتدریجی)  

اضافه کردن(مورا)

ادغام(موری)       

حذف(مودا)         

رویکرد تحول سازمانی:
۱)روش بهبود تدریجی(کایزن)
۲)روش جهش بزرگ – نوآوري
۳)
) روش تركيبي – كايزن و نوآوري

 هر چه از سطوح بالاي مديريت به سطوح پايين تر سازمان مي آييم از وظايف دسته ايجاد بهبود كاسته و در عوض بر وظايفي كه جنبه حفظ و نگهداري بهبود ايجاد دارند، افزوده مي شود.مديران سطوح بالاتر سازمان بايد همواره بخش اعظم وقت خود را صرف بهبود سازمان نمايند و امور جاري را كه جنبه نگهداري دارند به سطوح پايين تر واگذار كنند. آيا به راستي در سازمانهاي ما اين گونه عمل مي شود؟ مديري كه بيشتر وقت خود را صرف پاراف نامه بازبيني مطالبي كه قبلا مي بايست توسط كارشناسان انجام شود مي گذرد، هيچ وقت فرصت آن را نخواهد داشت كه به بهبود سازمان بيانديشد.

ویژگی

کایزن

نوآوری

تاثير

دراز مدت و بدون هیجان   کوتاه مدت و هیجان انگیز      

گام

کوتاه   بلند   

چارچوب زمانی

پیوسته و صعودی متناوب و ادواری

تغییرات

تدریجی و مداوم ناگهانی و انفجاری

روش دستیابی

تلاش گروهی ایده ها و تلاشهای شخصی

سطح درگیری

همگانی افراد منتخب و معدود

حالت

نگهداری و بهبود تخریب و ساخت

دانش و مهارت

دانش و مهارت معمول گشایش تکنولوژیک و خاص

الزامات انجام کار

سرمایه گذاری اندک سرمایه گذاری کلان

هدفگیری

مردم تکنولوژی

ارزیابی

فرایندها و تلاشها نتایج برای کسب منافع

چرخه دمينگ:

 

مراحل چهار گانه  به ترتيبي كه ملاحظه مي كنيد، مبناي تفكر ژاپني ها براي تصميم گيري و اجراي تصميم در سازمان قرار گرفت. لازم به ذكر است كه چرخه دمينگ به صورت پايان ناپذير دنبال مي شود.

۱)برنامه ریزی(planing) ۴)انجام اصلاحات لازم(action)
۲)اجرا(do) ۳)ارزیابی و کنترل(check)

 

کايزن(Kaizen) قسمت اول

كايزن چيست ؟

كايزن تركيبي دو كلمه اي از يك مفهوم ژاپني است كه تعريف آن تغيير به سمت بهتر شدن يا بهبود مستمر و تدريجي است. در واقع كايزن بر اين فلسفه استوار است كه براي ايجاد بهبود در سازمان ها لازم نيست به دنبال تغييرات انفجاري يا ناگهاني باشيم، بلكه هر نوع بهبود يا اصلاح به شرط آنكه پيوسته و مداوم باشد، ارتقاي بهره وري را در سازمان ها به ارمغان خواهد آورد.KAI+ ZEN= KAIZEN

معنی اصلی واژه کایزن ساده و گویاست: کایزن یعنی بهبود مستمر، بهبود مستمری که تمامی افراد یعنی مدیران کارکنان و کارگران را در بر می گیرد: فلسفه کایزن براین اصل استوار است که شیوه زندگی انسان شامل زندگی شغلی، زندگی اجتماعی و زندگی خانوادگی باید پیوسته و مداوم بهبود یابد. فرهنگ کایزن و تعامل آن در بین لایه ها و سازمانهای مختلف اجتماعی در ژاپن باعث شده است تا کارخانه به دانشگاه تبدیل شود و دانشگاه به کارخانه، کارگر از مدیر بیاموزد و مدیر از ایده های کارگر بهره مند گردد.

هدف از تغيير: بهبود مستمر بهره وري سازماني

پیام استراتژی کایزن در این جمله خلاصه میشود که حتی یک روز را نباید بدون ایجاد نوعی بهبود در یکی از بخشهای سازمان یا شرکت سپری نمود. یاد فرمایش پیامبر اکرم (ص) افتادم که فرموده اند "مسلمانی که دو روزش برابر باشد مغبون است". چنین فرمایشی در آن زمان واقعا دلیل بر سطح فکر بالای پیغمبرمان دارد.

 

در نگاه كايزني براي تحقق بهبود تدريجي و مستمر در سازمان ها بايد سه اقدام اساسي زير صورت بگيرد :

1- كليه فعاليت هايي كه هزينه زا هستند ولي ارزشي توليد نمي كنند بايد حذف شوند .

2- فعاليت هايي كه به شكلي در جاي ديگري به صورت موازي انجام ميشوند Muriبا يكديگر تلفيق شوند.

3- آن دسته از فعاليت هايي كه براي تكميل و بهبود سطح كيفي خدمات لازمند Muraبه فعاليت هاي سازمان افزوده شوند. اين حركت يا نهضت 3Mu اساس اقدامات كارگاه آموزشي گمبا كايزن  (كايزن عملي)  را تشكيل مي دهد.