به خاكسپارى شهداى گلگون كفن  
راوى گويد: چون ابن سعد لعين بيرون آمد از آن سرزمين ، رفت به سوى كوفه با دستهاى خونين ، جماعتى از طايفه بنى اسد از خانه هاى خود بيرون آمدند و بر آن اجساد طيبه و طاهره ، نماز گزاردند و آن شهدا را به خاك سپردند در همان مكانى كه اينك قبرهاى آنهاست ابن سعد لعين ، اسيران آل رسول صلى الله عليه و آله را برداشت و قبه همراه خود به كوفه رسانيد و چون اهل بيت نزديك كوفه رسيدند، مردم براى تماشاى اسيران به اطراف شهر آمدند در اين هنگام زنى از زنان كوفه بر پشت بام آمد و فرياد زد: ((من اى الاسارى انتن ؟)) شما اسيران از كدام قبيله و خاندانيد؟ اسيران گفتند: ((نحن اسارى آل محمد))! ما اسيران از آل محمد هستيم !
در اين موقع آن زن از پشت بام پائين آمد و چندين قطعه لباس و چارقد و مقنعه به خدمت آنها آورد و تقديمشان نمود آنان آن لباس و پوشاكها را پذيرفتند و آنها را حجاب و پرده خويش نمودند.
راوى گويد: امام سجاد عليه السّلام هم همراه زنان اهل بيت ، اسير اشقياء لئام ، بود، در حال يكه مرض او را ضعيف و ناتوان ساخته بود و حسن مثنى فرزند امام حسن عليه السّلام نيز با زنان اسير بود و او شرط مواسات در خدمت عموى بزگوار و امام عالى قدر خود به جاى آورده و صبر بسيار بر ضربت شمشير و زخم نيزه نموده بود و در اثر زخمهاى بسيار كه بر بدن شريفش رسيده بود، ضعيف و ناتوان گرديد.
متن عربى :
وَ رَوى مُصَنِّفُ كِتابِ ((الْمَصابيحِ)):
اءَنَّ الْحَسَنَ بْنَ الْحَسَنِ الْمُثَنّى قَتَلَ بَيْنَ يَدَى عَمِّهِ الْحُسَيْنِ ع فى ذلِكَ الْيَوْمِ سَبْعَةَ عَشَرَ نَفْسا وَ اءَصابَهُ ثمانيَةَ عَشَرَ جِراحا، فَاءَخَذَهُ خالُهُ اءَسْماءُ بْنُ خارِجَةَ، فَحَمَلَهُ الَى الْكُوفَةِ وَ داواهُ حَتّى بَرِءَ، وَ حَمَلَهُ اِلَى الْمَدينَةِ.
وَ كانَ مَعَهُمْ اءَيْضا زَيْدُ وَ عَمْرو وَلَدا الْحَسَنِ السِّبْطِ ع .
فَجَعَلَ اءَهْلُ الْكُوفَةِ يَنوحُونَ وَ يَبْكُونَ.
فَقالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع :
((اءَتَنُوحُونَ وَ تَبْكُونَ مِنْ اءَجْلِنا؟!! فَمَنِ الَّذى قَتَلَنا.
قالَ بَشيرُ بْنُ خزيم الاسْدى وَ نَظَرْتُ الى زَيْنَبَ اِبْنَةِ عَلِيٍّ يَوْمَئِذٍ، فَلَمْ اءَرْ خَفِرَةً قَطُّ اءَنْطَقَ مِنْها، كَاءَنَّها تُفْرَغُ مِنْ لِسانِ اءَمِيرِ الْمُؤ مِنينَ ع ، وَ قَدْ اءَوْمَاءَتْ الَى النّاسِ اءَنِ اسْكُتُوا، فَارْتَدَّتِ الانْفاسُ وَ سَكَنَتِ الاجْراسُ، ثُمَّ قالَتْ:
اءَلْحَمْدُ لِلّهِ، وَ الصَّلاةُ عَلى جَدّى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الاخْيارِ.
اءَمّا بَعْدُ: يا اءَهْلَ الْكُوفَةِ، يا اءَهْلَ الْخَتْلِ وَ الْغَدْرِ،
ترجمه :
مصنف كتاب ((مصابيح )) روايت كرده كه حسن مثنى فرزند امام حسن عليه السّلام در آن روز بلا، هفده نفر از گروه اشقيا را به جهنم فرستاد و هيجده زخم بر بدن شريفش وارد آمد و در آن حال ، دايى او اسماء بن خارجه او را از ميان معركه برداشت و به سوى كوفه آورد و زخمهاى بدنش ‍ را معالجه و مداوا نمود تا بهبود يافت و او را روانه مدينه ساخت همچنين در ميان اسيران ، زيد و عمرو، فرزندان امام حسن عليه السّلام بودند هنگامى كه اهل كوفه اهل بيت را ديدند، شروع به گريه و زارى نمودند امام زين العابدين عليه السّلام فرمود: ((اتنوحون و تبكون ...)) اى اهل كوفه ! در اينجا اجتماع نموده ايد و بر حال ما گريه مى كنيد؟ و چه كسى عزيزان ما را به قتل رسانيده ؟!
سخنرانى زينب عليه السّلام در كوفه
 
بشير بن حذلم اسدى مى گويد: در آن روز به سوى زينب دختر امير المومنين عليه السّلام متوجه شدم ، به خدا سوگند! در عين حال كه سخنورى توانا و بى نظيرى بود، حيا و متانت سراپاى او را فرا گرفته بود و گويا سخنان گهربار على عليه السّلام از زبان رساى او فرو مى ريخت و او على وار سخن مى راند به مردم اشاره نمود سكوت را مراعات نمايند در اين هنگام نفسها در سينه ها حبس گشت و زنگهاى شتران از صدا افتاد پس ‍ زينب كبرى عليه السّلام شروع به سخنرانى نمود:
((الحمدالله ....)) اما بعد، اى مردم كوفه ! اى اهل خدعه و غدر! آيا براى گرفتارى ما گريه مى كنيد؛ پس اشك چشمانتان خشك مباد!
متن عربى :
اءَتَبْكُونَ؟! فَلا رَقَاءَتِ الدَّمْعَةُ، وَ لا هَدَاءَتِ الرَّنَّةُ، اِنَّمَا مَثَلُكُمْ كَمَثَلِ الَّتى نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ اءَنْكاثا، تَتَّخِذونَ اءَيْمانَكُمْ دَخَلا بَيْنَكُمْ.
اءَلا وَ هْلْ فيكُمْ الا الصَّلَفُ وَ النَّطَفُ، وَالصَّدْرُ الشَّنِفُ، وَ مَلَقُ الاماءِ، وَ غَمْزُ الاعْداءِ؟!
اءَوْ كَمَرْعى عَلى دِمْنَةٍ.
اءَوْ كَفِضَّةٍ عَلى مَلْحُودَةٍ، اءَلا ساءَ ما قَدَّمْتُمْ لِاءَنْفُسِكُمْ اءَنْ سَخِطَ اللّهُ عَلَيْكُمْ وَ فى الْعَذابِ اءَنْتُمْ خالِدوُنَ.
اءَتَبْكُونَ وَ تَنْتَحِبونَ؟!
ايْ وَ اللّهِ فَابْكُوا كَثيرا، وَاضْحَكُوا قَليلا.
فَلَقَدْ ذَهَبْتُمْ بِعارِها وَ شَنارِها، وَ لَنْ تَرْحَضُوها بِغَسْلٍ بَعْدَها اءَبدا.
وَ اءَنّى تَرْحَضُونَ قَتْلَ سَليلِ خاتَمِ النُّبُوَّةِ، وَ مَعْدِنِ الرِّسالَةِ، وَ سَيِّدِ شَبابِ اءَهْلِ الْجَنَّةِ، وَ مَلاذِ خِيَرَتِكُمْ، وَ مَفْزَعِ نازِلَتِكُمْ، وَ مَنارِ حُجَّتِكُمْ، وَ مِدْرَةِ سُنَّتِكُمْ.
اءَلا ساءَ ما تَزِرونَ، وَ بُعْدا لَكُمْ وَ سُحْقا، فَلَقَدْ ترجمه :
و ناله هايتان فرو منشيناد! جز اين نيست كه مثل شما مردم مثل آن زن است كه رشته خود را بعد از آنكه محكم تابيده شده باشد تاب آن را باز گرداند شما ايمان خود را مايه دغلى و مكر و خيانت در ميان خود مى گيريد؛ ايا در شما صفتى هست الا به خود بستن بى حقيقت و لاف و گزاف زدن و به جز الايش به آنچه موجب عيب و عار است و مگر سينه ها مملو از كينه و زبان چاپلوسى مانند كنيزكان و چشمك زدن مانند كفار و دشمنان دين .
(26)
يا گياهى را مانيد كه در منجلابها مى رويد كه قابل خوردن نيست يا به نقره اى مانيد كه گور مرده را به آن آرايش دهند.
ظاهرت چون گور كافر پر حلل
باطنت قهر خدا عزوجل (27)
آگاه باشيد كه بد كارى بوده آنچه را كه نفس هاى
شما براى شما پيش فرستاد كه موجب سخط الهى بود و شما در عذاب آخرت ، جاويدان و مخلد خواهيد بود.
ايا گريه و ناله مى نماييد، بلى به خدا كه گريه بسيار و خنده كم بايد بكنيد؛ زيرا به حقيقت كه به ننگ و عار روزگار آلوده شديد كه اين پليد را به هيچ آبى نتوان شست ؛ لوث گناه كشتن سليل خاتم نبوت و سيد شباب اهل جنت را چگونه توان شست ؟! كشتن همان كسى كه در اختيار نمودن امور، او پناه شما بود و در هنگام نزول بلا، فرياد رس شما و در مقام حجت با خصم ، رهنماى شما و در آموختن سنت رسول الله صل الله عليه و اله را، بزرگ شما بود.
(28)
متن عربى :
خَابَ السَّعْيُّ، وَ تَبَّتِ، الايْدي ، وَ خَسِرَتِ الصَّفْقَةُ، وَ بُؤْتُمْ بِغَضَبٍ مِنَ اللّهِ، وَ ضُرِبَتْ عَلَيْكُمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ.
وَيْلَكُمْ يا اءَهْلَ الْكُوفَةِ، اءَتَدْرُونَ اءَيَّ كَبِدٍ لِرَسُولِ اللّه فَرَيْتُمْ؟!
وَ اءَيَّ كَريمَةٍ لَهُ اءَبْرَزْتُمْ؟! وَ اءَيَّ دَمٍ لَهُ سَفَكْتُمْ؟!
وَ اءَيَّ حُرْمَةٍ لَهُ انْتَهَكْتُمْ؟! لَقَدْ جِئْتُمْ بِها صَلْعاءَ عَنْقاءَ سَوْداءَ فَقُماءَ.
وَ فى بَعْضِها: خَرْقاءَ شَوْهاءَ، كَطِلاعِ الارْضِ وَ مِلاءِ السَّماءِ.
اءَفَعَجِبْتُمْ اءَنْ مَطَرَتِ السَّماءُ دَما، وَ لَعَذَابُ الاخِرَةِ اءَخْزى وَ اءَنْتُمْ لا تُنْصَرُونَ، فَلا يَسْتَخِفَّنَّكُمْ الْمَهْلُ، فَاءنَّهُ لا يَحْفُزُهُ البِدارُ وَ لا يَخافُ فَوْتَ الثّارِ، وَ انَّ رَبَّكُمْ لَبِالْمَرْصادِ.
قَالَ الرّاوى :
فَوَ اللّهِ لَقَدْ رَاءَيْتُ النّاسَ يَوْمَئِذٍ حِيارى يَبْكُونَ، وَ قَدْ وَضَعُوا اءَيْديهُمْ فى اءَفْواهِهِمْ.
ترجمه :
آگاه باشيد كه بد گناهى بود كه به جا آورديد، هلاكت و دروى از رحمت الهى بر شما باد و به تحقيق كه به نوميدى كشيد كوشش شما و زيانكار شد دستهاى شما و خسارت و ضرر گرديد اين معامله شما؛ به غضب خداى عزوجل برگشتيد و زود شد بر شما داغ ذلت و مسكنت ؛ واى بر شما باد، اى اهل كوفه !
آيا مى دانيد كدام جگر رسول خدا صلى الله عليه و آله را پاره پاره نموديد و چه بانوان محترمه ، معززه چو در گوهر را آشكار ساختيد كدام خون رسول خدا را ريختيد و كدام حرم او را ضايع ساختيد؟ به تحقيق كه كارى قبيح و داهيه اى ناخوش به جا آورديد كه موجب سرزنش است و ظلمى به اندازه و مقدار زمين و آسمان نموديد.
آيا شما را شگفت مى آيد كه اگر آسمان خون بر سرتان باريده است و البته عذاب روز باز پسين خوار كننده تر است و در آن روز شما را ياورى نخواهد بود؛ پس به واسطه آنكه خدايتان مهلت داد سبك نشويد و از حد خويش ‍ خارج نگرديد؛ زيرا عجله در انتقام ، خداى را به شتاب نمى آورد و او با بى تاب نمى كند كه ببر خلاف حكمت كارى كند و نمى ترسد كه خونخواهى كردن از دست او برود.
به درستى كه پروردگار به انتظار بر سر راه است (تا داد مظلوم از ظالم ستاند).
راوى گويد: به خدا سوگند! مردم كوفه را در آن روز ديدم همه حران ، دستها بر دهان گرفته و گريه مى كردند.
متن عربى :
وَ رَاءَيْتُ شَيْخا واقِفا الى جَنْبى يَبْكى حَتَّى اخْضَلَّتْ لِحْيَتُهُ وَ هُوَ يَقُولُ:
بِاءَبى اءَنْتُمْ وَ اءُمّى كُهُولُكُمْ خَيْرُ الْكُهُولِ، وَ شَبابُكُمْ خَيْرُ الشَّبابِ وَ نِساؤ كُمْ خَيْرُ النِّساءِ، وَ نَسْلُكُمْ خَيْرُ نَسْلٍ، لا يُخزى وَ لا يَبْزى .
وَ رَوى زَيْدُ بْنُ مُوسى قالَ:
حَدَّثَنى اءَبى ، عَنْ جَدى ع قالَ:
خَطَبَتْ فاطِمَةُ الصُّغْرى بَعْدَ اءَنْ وَرَدَتْ مِنْ كَرْبَلاءَ، فَقالَتْ:
ژاءَلْحَمْدُ لِلِّه عَدَدَ الرَّمْلِ وَالْحَصى ، وَزِنَةَ الْعَرْشِ الَى الثَّرى ، اءَحْمَدُهُ وَ اءَوْمِنُ بِهِ وَ اءَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ.
وَ اءَشْهَدُ اءَنْ لا الهَ الا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَ اءَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، وَ اءَنَّ ذُرِّيَّتَهُ ذُبِحُوا بِشَطِّ الفُراتِ بِغَيْرِ ذَحْلٍ وَ لا تِراتٍ.
اَللّهُمَّ اِنى اءعُوذُ بِكَ اءَنْ اءَفْتَرِىَ عَلَيْكَ الْكَذِبَ، وَ اءَنْ اءَقُولَ عَلَيْكَ خِلافَ ما اءَنْزَلَتْ مِنْ اءَخْذِ الْعُهُودِ لِوَصِيَّةِ عَلِي بْنِ اءَبى طالِبٍ ع ، الْمَسْلُوبِ حَقُهُ، اَلْمَقْتُولِ بِغْيِرْ
ترجمه :
پير مردى را ديدم در پهلويم ايستاده چنان گريه مى كرد كه ريشش از اشك چشمانش تر شده بود و همى گفت : پدر و مادرم به فداى شما باد؛ پيران شما از بهترين پيران عالمند و جوانان شما بهترين جوانان و زنانتان بهترين زنان و نسل شما بهترين نسلهاست و اين نسل خوار و مغلوب ناكسان نمى گردد.
سخنرانى فاطمه صغرى سلام الله عليها
 
زيد بن موسى بن جعفر عليه السّلام گفت : پدرم به من خبر داد كه از جدم روايت نموده بود كه چنين فرمود: فاطمه صغرى پس از آنكه از كربلا به شهر كوفه رسيد، خطبه اى به اين مضمون خواند: ((الحمدلله ....))؛ حمد و سپاس ذات مقدس خداوند را ساز است به شماره ريگها و سنگهاى بيابان و به اندازه سنگينى عرش خداوند مهربان ، تا سطح زمين و آسمان ! او را سپاس مى گويم و ايمان به خداوندش دارم و خويش را به او مى سپارم و شهادت مى دهم كه بجز او خدايى نيست و او يگانه و بى نياز و شريك ، است و گواهى مى دهم بر آن كه محمد صلى الله عليه و آله بنده خاص و رسول مخصوص اوست و نيز شهادت مى دهم بر آنكه فرزندان پيامبر را در كنار آب فرات مانند گوسفندان سر از بدن جدا نمود، و بدون آنكه كسى را به قتل رسانده باشند و كسى خونى از آنها طلبكار باشد پروردگارا، به تو پناه مى برم از اينكه بر تو دروغ بسته باشم يا آنكه سخنى گويم بر خلاف آنچه نازل فرمودى بر پيغمبر كه از امت ، عهد و پيمان گرفت از براى وصى خويش على عليه السّلام ،
متن عربى :
ذَنْبٍ كما قُتِلَ وَلَدُهُ بِالاْ مْسِ فى بَيْتٍ مِنْ بُيُوتِ اللّهِ فيهِ مَعْشَرُ مُسْلِمَةُ بِاءَلْسِنَتِهِْم ، تَعْسا لرءوسهم ما دفعت عنه ضيما فى حَياتِهِ وَ لا عَنْدِ مَماتِهِ حَتّى قَبَضْتَهُ اِلَيْكَ مَحْمُودَ النَّقيبَةِ طَيِّبَ الْعَريكَةِ، مَعْرُوفَ الْمَناقِبِ، مَشْهُورَ الْمَذاهِبِ لَمْ تَاءْخُذْهُ اللّهُمَّ فيكَ لَوْمَة لائِمٍ وَ لا عَذْلُ عاذِلٍ.
هَدَيْتَهُ يا رَبِّ لِلاْسلامِ صَغيرا، وَ حَمِدْتَ مَناقِبَةُ كَبيرا، وَ لَم يَزَلْ ناصِحا لَكَ وَ لِرَسُولِكَ حَتّى قَبَضْتَهُ اِلَيْكَ، زاهِدا فى الدُّنيا غَيْرَ حَريصٍ عَلَيْها، راغِبا فى الا خِرَةِ مُجاهِدا لَكَ فى سَبيلِكَ رَضيتَهُ فَاخْتَرْتَهُ وَ هَدَيْتَهُ اِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ.
اءمّا بَعْدُ، يا اءهْلَ الكُوفَةِ، يا اءهْلَ الْمَكْرِ وَ الْغَدْرِ وَ الْخيَلاءِ.
فإ نّا اءَهْلُ بَيْتٍ اِبْتَلانَا اللّهِ بِكُمْ، وَ ابْتَلاكُمْ بِنا، فَجَعَلَ بَلاءَنا حَسَنا، وَ جَعَلَ عِلْمَهُ عِنْدَنا وَ فَهْمَهُ لَدَيْنا.
فَنَحْنُ عَيْبَةُ عِلْمِهِ وَ وَعاءُ فَهْمِهِ وَ حِكْمَتِهِ وَ حُجَّتِهِ عَلى اءهْلِ الاْ رْضِ فى بِلادِهِ لِعِبادِهِ.
ترجمه :
آن على كه مردم حق او را از دستش گرفتند و او را بى گناه مانند فرزندش ‍ حسين عليه السّلام كه در روز گذشته كشته اند، به قتل رسانيدند.
(قتل على عليه السّلام ) در خانه اى از خانه هاى خدا (يعنى مسجد كوفه ) واقع گرديد كه در آن مسجد جماعتى بودند كه به زبان اظهار اسلام مى نمودند كه هلاكت و دورى از رحمت الهى بر ايشان باد! زيرا تا در حيات بود ظلمى را از او دفع ننمودند و نه آن هنگام كه از اين دنياى فانى به سراى جاودانى رسيد و از اين دار فانى او را به سوى رحمت خويش انتقال دادى در حالتى كه پسنديده نفس و پاكيزه طبيعت بود و مناقبش معروف و راه سلوكش مشهور بود.
خداوندا، او چنان بود كه هيچ گاه ملامت ملامت كنندگان او را در حق بندگى ات و رضايت مانع نمى آمد هنگام كودكى او را به سوى اسلام هدايت نمودى و در حال بزرگى مناقبش را پسنديدى و همواره نصيحت را براى رضاى تو و خشنودى پيغمبرت ، فرو نمى گذاشت تا آنكه روح پاكش را قبض نمودى .
او لذائذ دنياى فانى را پشت پا زده و به آن مايل و حريص نبود بلكه رغبتش ‍ به سوى آخرت بود و همتش معروف در جهاد كردن در راه پسنديده تو بود.
تو از او راضى شدى و اختيارش نمودى سپس به راه راست هدايتش كردى ، ((اما بعد...))؛ اى جماعت كوفه ! اى اهل مكارى و خدعه و تكبر! ماييم اهل بيت عصمت و طهارت كه خداى عزوجل
متن عربى :
اءَكْرَمَنَا اللّهِ بِكَرامَتِهِ وَ فَضَلّنا بِنَبِيَّهِ مُحَمَّدٍ ص عَلى كَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقَ تَفْضيلا بيِّنا.
فَكَذَّبْتُمُونا، وَ كَفَّرْتُمُونا.
وَ رَاءَيْتُمْ قِتالنا حَلالا وَ اءَمْوالَنا نَهْبا.
كَاءَنَّنا اءَوْلادُ تُرْكٍ وَ كإ بُلَ كَما قَتَلْتُمْ جَدَّنا بِالاْْمسِ، وَ سُيُوفُكُم تَقْطُرُ مِنْ دمائنا اءَهْلَ الْبَيْتِ لِحِقْدٍ مُتَقَدَّمٍ.
قَرِّتْ لِذلِكَ عُيُونُكُمْ، وَ فَرِحِتْ قُلُوبُكُمْ.
اِفْتِراءً عَلَى اللّهِ وَ مَكْرا مَكَرْتُمْ وَ اللّهِ خَيْرُ الْماكِرينَ.
فَلا تَدْعُوَنَّكُمْ اءَنْفُسُكْم اِلى الْجَذَلِ بِما اءَصَبْتُمْ مِنْ دِمائِنا وَ نالَتْ اءَيْدِيْكُمْ مِنْ اءَمْوالِنا.
فَاِ نَّ ما اءَصابِنا مِنْ المَصائِبِ الْجَلَيلَةِ وَ الرَّزايَا الْعَظيمَةِ فى كِتابٍ مِنْ قَبْلِ اءَنْ نَبْرَاءها اَنْ ذلِكَ عَلَى اللّهِ يَسيرُ.
لِكَيْلا تَاءْسُوا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللّهِ لا يُحْبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ.
ترجمه :
ما را (به تحمل و صبورى و ظلم هاى شما) مبتلا ساخت و شما را به وجود ما (كه جز حق گفتار و كردار نداريم ) امتحان نمود و امتحان ما را نيكو مقرر فرمود و علم و فهم را در نزد ما قرار داد؛ پس ماييم صندوق علم الله و ظرف فهم و حكمت بارى تعالى و ماييم حجت حق بر روى زمين در بلاد او از براى بندگان خدا ما را به كرامت خويش گرامى داشته و به واظسه محمد مصطفى صل الله عليه و اله بر بسيارى از مخلوقات فضيلت داد به فضيلت داد به فضيلتى ظاهر و هويدا؛ پس شما امت ما را به دروغ نسبت داديد و از دين ما را خارج دانستيد و چنين پنداشتيد كه كشتن ما حلال و اموال ما هدر و غنيمت است ، مصل آنكه ما از اسيران ترك و تاتاريم همچنان كه در روز گذشته جد ما على عليه السّلام راكشتيد و هنوز خونهاى ما اهل بيت ، از دم شمشيرهاى شما مى چكد به واسطه عدوات و كينه ديرينه كه از زمان جاهليت داشتيد و براى همين نيز چشمانتان و دلهايتان شاد رديه از روى افتراء بر خداى عزوجل و از جهت مكرى كه انگيختيد و خدا بهترين مكر كنندگان است ؛ پس نشايد كه نفس شما دعوت كند شما را به سوى فرح و سرور به واسطه رسيدن به آرزوهايتان اكنون خون ما را ريختيد و دست شما به اموال ما رسيد به درستى كه اين مصيبت هاى بزرگ كه به ما رسيده است خداند متعال پيش از خلفت در كتاب لوح محفوظ آن را ثبت فرموده و در قرآن مى فرمايد: ((ما اصاب من مصيبة ....))؛ يعنى هيچ مصيبتى در زمين و نه در وجود شما روى نمى دهد مگر اينكه همه آنها قبل از
متن عربى :
تَبّا لَكُمْ، فَانْتَظِرُوا اللَّعْنَةَ وَالْعَذابَ، فَكَاءنَّ قَدْ حَلَّ بِكُمْ، وَ تَواتَرَتْ مِنَ السَّماءِ نَقِماتُ، فَيُسْحِتُكُمْ بِعَذابِ وَ يَذيقُ بَعْضُكُمْ بَاءسَ بَعْضٍ ثُمَّ تُخَلَّدُونَ فى الْعَذابِ الاليمِ يَوْمَ الْقِيامَةِ بِما ظَلَمْتُمُونا، اءَلا لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظّالِمينَ.
وَيْلَكُمْ، اءَتَدْرُونَ اءَيَّةُ يَدٍ طاعَنَتْنا مِنْكُمْ؟! وَ اءَيَّةُ نَفْسٍ نَزَعَتْ الى قِتالِنا؟! اءَمْ بِاءَيَّةِ رِجْلٍ مَشَيْتُمْ اِلَيْنا تَبْغُونَ مَحارَبَتَنا؟!
قَسَتْ وَ اللّهِ قُلُوبُكُمْ، وَ غَلْظَتْ اءَكْبادُكُمْ، وَ طُبِعَ عَلى اءَفْئِدَتِكُمْ، وَ خُتِمَ عَلى اءسْماعِكُمْ وَ اءَبْصارِكُمْ (سَوَّلَ لَكُمُ الشَّيْطانُ وَ اءَمْلى لَكُمْ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِكُمْ) غِشاوَةً فَاءَنْتُمْ لا تَهْتَدُونَ.
فَتَبّا لَكُمْ يا اءَهْلَ الْكُوفَةِ، اءَيُّ تِراتٍ لِرَسُولِ اللّهِ ص قِبَلَكُمْ وَ دُخُولٍ لَهُ لَدَيْكُمْ بِما غَدَرْتُمْ بِاءَخيهِ عَلِيّ بْنِ اءَبي طالِبٍ جَدّي وَ بَنيهِ وَ عِتْرَةِ النَّبِىِّ الاخْيارِ صَلَواتُ اللّهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْهِمْ، وَافْتَخَرَ بِذلِكَ مُفْتَخِرُكُمْ فَقالَ:
ترجمه :
آنكه زمين را بيافرينم در لوح محفوظ ثبت است و اين امر براى خدا آسان است اين به خاطر آن است كه براى آنچه از دست داده ايد تاءسف نخوريد و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمانه نباشيد و خداوند هيچ متكبر فخر فروشى را دوست ندارد! زيان و هلاكت بر شما باد! منتظر باشيد لعنت و عذاب الهى را چنان عذابى كه گويا الان بر شما رسيده و نعمت هايى را كه گويا پى در پى از آسمان نازل مى شود؛ پس ريشه وجود شما را به تيشه هاى عذاب بيرون خواهد افكند و گروهى از شما خواهد كه مسلط شود بر گروهى ديگر (كه سختى عذاب را براى همديگر بچشانيد) از آن پس همگى در عذاب دردناك جاويدان خواهيد بود؛ زيرا بر ماستم كرديد و لعنت خدا مرا ستمكاران راشت واى بر شما باد! ايا مى دانيد كه چه دستى از شما و چه نفسى شايق گرديده كه با ما قتال كنيد و با كدام پا به جنگ ما آمديد؟ به خدا سوگند قلبهايتان سخت و جگرهايتان پر غيظ و كينه گشته و مهر ظلالت بر دلهايتان و بر گوشها و ديدگانتان زده شده و شيطان با وسوسه ها و آرزوها شما را در انداخته و پرده بر چشمانتان كشيده ؛ پس هرگز هدايت نخواهيد شد اى اهل كوفه ! زيان و هلاكت بر شما باد! آيا مى دانيد چند خون از رسول خدا صلى الله عليه و آله و فرزندان و عترت پاك او را در دل داريد تا به حدى كه به كشتن ما اهل بيت ، فخر و مباهات مى كنيد! و به اين مضمون گويا هستيد كه :
متن عربى :
نَحْنُ قَتَلْنا عَلِيّا وَ بَنى عَلِيٍّ
بِسُيُوفٍ هِنْدِيَّةٍ وَ رِماحْ
وَ سَبَيْنا نِساءَهُمْ سَبْىَ تُرْكٍ
وَ نَطَحْناهُمْ فَاءَيُّ نِطاحْ
بِفيكَ اءَيُّهَا الْقائِلُ الْكَثْكَثُ وَ الاثْلَبُ، افْتَخَرْتَ بِقَتْلِ قَوْمٍ زَكَّاهُمُ اللّهُ وَ اءَذْهَبَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهيرا، فَاءكْظِمْ وَاقْعِ كَما اءَقْعى اءَبُوكَ، فَانَّما لِكُلِّ امْرءٍ مَا اكْتَسَبَ وَ ما قَدَّمَتْ يَداهُ.
اءَحَسَدْتُمُونا - وَيْلا لَكُمْ - عَلى ما فَضَّلْنا اللّهُ. شِعْرُ:
فَما ذَنْبُنا انْ جاشَ دَهْرا بُحُورُنا
وَ بَحْرُكَ ساجٍ لا يُوارِى الدَّعامِصا
((ذلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤ تيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللّهُ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللّهُ لَهُ نُورا فَما لَهُ مِنْ نُورٍ.))
قالَ: وَارْتَفَعَتِ الاصْواتُ بِالْبُكاءِ والنَّحيبِ، وَ قالُوا: حَسْبُكِ يَابْنَةَ الطَّيِّبينَ، فَقَدْ اءَحْرَقْتِ قُلُوبَنا وَ اءَنْضَحْتِ نُحُورَنا وَ اءَضْرَمْتِ اءَجْوافَنا، فَسَكَتَتْ.
ترجمه :
((نحن قتلنا... )) يعنى ما كشتيم على و فرزندان على را با شمشيرهاى هندى و نيزه ها و زنان ايشان را اسير نموديم مانند اسيران ترك و ايشان را شكست داديم چه شكستى !
اى گوينده چنين سخنان ، خاك بر دهانت باد! اى بخر مى كنى به كشتن گروهى كه خداوند تعالى ايشان را پاك و پاكيزه گردانيده است و رجس و پليدى را از ايشان برداشته اى شخص پليد! خشم خود را فرو بنشان و چون سگ بر دم خود بنشين چنانكه پدرت نشست . همانان براى هر كى همان جزاى است كه كسب نموده و به دست خويش به سوى قيامت پيش ‍ فرستاده است آيا بر ما حسد مى برديد؟ واى بر شما به واسطه آنچه كه خداى تعالى ما را فضيلت داده و اين شعر را ذكر فرمود: ((فما ذنبنا....))؛ يعنى ما را چه گناه است اگر چند روزى (به امر الهى ) درياى شوكت و جلال و فضيلت ما به جوش آيد و درياى اقبال تو آرام باشد به قسمى كه كه كفچليز (دعموص )
(29) در آن نتواند پنهان بماند. ((ذللك فضل ....)) (30) ((و من لم ....))(31) ؛ اين فضل خداوند است كه به هر كس بخواهد مى دهد و خداوند صاحب فضل عظيم است و هر كسى كه خدا نورى براى او قرار نداده ، نورى براى او نيست راوى گويد: چون آن مخدره مكرمه اين كلمات را ادا فرمود، صداها به گريه بلند شد و اهل كوفه عرضه داشتند: كافى است اين فرمايشات اى دختر طيبين ! به تحقيق كه دلهاى ما را كباب نمودى و گردنهاى ما را نرم كردى و آتش ‍ اندوه به اندرون و باطن ما افروختى .
متن عربى :
قالَ: وَ خَطَبَتْ اءُمُّ كُلْثُومٍ اِبْنَةُ عَلِيٍّ ع في ذَلِكَ الْيَوْمِ مِنْ وَراءِ كِلَّتِها، رافِعَةً صَوْتَها بِالْبُكاءِ، فَقالَتْ:
يا اءَهْلَ الْكُوفَةِ، سُوْءا لَكُمْ، ما لَكُمْ خَذَلْتُمْ حُسَيْنا وَ قَتَلْتُمُوُهُ وَ انْتَهَبْتُمْ اءَمْوالَهُ وَ وَرِثْتُمُوهُ وَ سَبَيْتُمْ نِساءَهُ وَ نَكَبْتُمُوهُ؟! فَتَبّا لَكُمْ وَ سُحْقا.
وَيْلَكُمْ، اءَتَدْرونَ اءَيُّ دَواةٍ دَهَتْكُمْ؟ وَ اءَيَّ وِزْرٍ عَلى ظُهُورِكُمْ حَمَلْتُمْ؟ وَ اءَيَّ دِماءٍ سَفَكْتُمُوها؟ قَتَلْتُمْ خَيْرَ رِجالاتٍ بَعْدَ النَّبِيِّ ص ، وَ نُزِعَتِ الرَّحْمَةُ مِنْ قُلُوبِكُمْ اءَلا اِنَّ حُزْبَ اللّهِ هُمُ الغالِبُونَ وَ حِزْبُ الشَيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ.
ثُمَّ قالَتْ:
قَتَلْتُمْ اءَخى صَبْرا فَوَيْلٌ لامِّكُمُ
سَتُجْزَوْنَ نارا حَرُّها يَتَوَقَّدُ
سَفَكْتُمْ دِماءً حَرَّمَ اللّهُ سَفْكَها
وَ حَرَّمَهَا الْقُرآنُ ثُمَّ مُحَمَّدُ
اءَلا فَاءبْشِروا بِالنّار اِنَّكُمْ غَدا
لَفى سَقَرٍ حَقّا يقينا تَخَلَّدُوا
ترجمه :