تا انتخابات 1

 از همین امروز تا انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا که قرار است در خرداد ماه 92 برگزار گردد، 101روز باقی مانده و بسیاری از افراد و  گروهها از هم اکنون و حتی از چندی قبل خود را برای ورود به این عرصه سرنوشت ساز بخصوص در انتخاب رییسجمهور ، آماده میکنند. صرف نظر از تتیجه ای که بدست خواهد آمد توجه به چند مطلب حایز اهمیت میباشد: 

1_ گروهها و جریانات و احزاب سیاسی و هواداران کاندیدهای احتمالی باید بدین موضوع توجه داشته باشند  که  آن چیزی که بیش از نتیجه فردی اهمیت دارد، تلاش در جهت حضور حداکثری است تا در پرتو چنین حضوری دوام و قوام انقلاب اسلامی و به تبع آن نظام جمهوری اسلامی بیش از پیش باشد.

۲- حفظ حرمتها و نگاهداشت حریم افراد و کاندیداها، رعایت ادب و متانت و اخلاقمداری که لازمه یک رقابت انتخاباتی سالم و پرشور و اسلامی است، از اوجب واجبات است. بر تمامی حاضرین صحنه انتخابات است تا با رعایت این نکات اخلاقی از هرگونه بد اخلاقی سیاسی و بی حرمتی به حریم دیگران بپرهیزند و شعار وحدت که مد نظر رهبر معظم انقلاب است را سرلوحه کار خود قرار دهند.

۳- پرهیز از بازی با عواطف انسانی و احساسات پاک اقشار مختلف مردم شریف ایران، و عدم انتقادات بی پایه و اساس و غیر منصفانه و بهره مندی از ادبیات منصفانه در نقادی ها موردی است که موجب آرامش و اعتدال فضای انتخابات خواهد شد و از آب ریختن های بی مورد به آسیاب دشمنان و بیگانگان جلوگیری مینماید.

۴- دادن طرحها و برنامه های کاربردی از سوی کاندیداها و جریانات سیاسی، و نقد منصفانه این برنامه ها میتواند سطح شعور و آگاهی عمومی را افزوده تا رای دهندگان با دانش کافی تصمیم به انتخاب نامزد مورد نظر خود بگیرند.


 


نظر درس‌آموز رهبر انقلاب درباره "دختران بدحجاب"
تاریخ انتشار : شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۲۷
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با روحانیون و طلاب استان خراسان رضوی ضمن تاکید بر مسلح شدن به سلاح معرفت و استدلال در مواجهه با جوانان، سماحت و مدارا را در این مواجهه ضروری دانستند.
به گزارش رجا، ایشان در این زمینه به حجاب برخی حاضرین در مراسم استقبال اشاره کرده و فرمودند: «خودتان را مجهز كنيد، مسلح به سلاح معرفت و استدلال كنيد، بعد به اين كانونهاى فرهنگى - هنرى برويد و پذيراى جوانها باشيد. با روى خوش هم پذيرا باشيد؛ با سماحت، با مدارا. فرمود: «و سنّة من نبيّه»، كه ظاهراً عبارت است از «مداراة النّاس»؛ مدارا كنيد.
ممكن است ظاهر زننده‌اى داشته باشد؛ داشته باشد. بعضى از همينهائى كه در استقبالِ امروز بودند و شما - هم جناب آقاى مهمان‌نواز، هم بقيه‌ى آقايان - الان در اين تريبون از آنها تعريف كرديد، خانمهائى بودند كه در عرف معمولى به آنها ميگويند «خانم بدحجاب»؛ اشك هم از چشمش دارد ميريزد. حالا چه كار كنيم؟ ردش كنيد؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به اين جبهه است؛ جان، دلباخته‌ى به اين اهداف و آرمانهاست. او يك نقصى دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهاى اين حقير باطن است؛ نمى‌بينند. «گفتا شيخا هر آنچه گوئى هستم / آيا تو چنان كه مينمائى هستى؟». ما هم يك نقص داريم، او هم يك نقص دارد. با ايیان ن نگاه و با اين روحيه برخورد كنيد. البته انسان نهى از منكر هم ميكند؛ نهى از منكر با زبان خوش، نه با ايجاد نفرت. بنابراين با قشر دانشجو ارتباط پيدا كنيد.
به نقل از وبلاگ دوست عزیز مجید طهوریان عسگری

مرگ حقوق بشر

مرگ حقوق بشر

امروز جمعه است و اولین جمعه ماه خدا ماه انسانیت و ماه رهیدن از خود برای رسیدن به ذات کبریایی حق؛ و منتظران عاشق باز هم در دل او را صدا میکنند که بیاید. بیاید و بساط عدل و عدالت را جاری و ساری نماید؛ بیاید و دیده ها را منور نماید به نور ازلی تا شاید کوران هم در پرتو این نورافشانی از تاریکی رهایی یابند و لذت جویان بی حد و حصر ببینند با نور ایمان میتوان قلبها را گشود و دلها را مسخر نمود. مدعیان دروغین حقوق بشر را هم صلا در دهیم که هان ای خفتگان در کاخهای مصنوع ظلم ببینید که یار آمده و نه از بهر ما منتظران که برای تمامی جهانیان آمده و از جانب ربی آمده که خدای همه ماست گنهکار و بی گناه ، خوب و بد ، ظالم و مظلوم ، شقی و تقی و... هان او موعودی است که حق را به یقین حاکم خواهد کرد.

بعد از این مقدمه باید گفت امروز که نه، این قصه پرغصه سالهاست که آزار میدهد قلبهای صلح طلب اما شجیع و شجاع آزادگان شیعه را که در این هیاهوی غولهای رسانه ای به اصطلاح حقوق بشری ، جنایتهای هولناک به هیچ انگاشته میشود و سر بر گریبان تجاهل فرو میبرند تا دیده جهانیان را بر حقایق نگشایند. آنها که برای پوشاندن تار موهای زنی در مملکتی اسلامی و عدم حق رای زنی دیگر در مملکتی دیگر، چنان جار و جنجال حقوق بشری میکنند که تو گویی این قدیسان در کدام سامانند تا ما را دریابند؟! کجا و در کدام پستو میخزند هنگامیکه چنین جنایتهایی در میانمار بر مردمانی میرود که گناهشان مسلمان بودن است.و اما تو ای حقوق بشر که مجسمه ای بیش در ینگه دنیا نیستی گوش فرا دار و بدان که قول الهی حتمی است و حتما چنین است که وعده داده شده:"و نرید ان نمن علی الذین الستضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثون" افسوس که خماری قدرت و لذات دنیوی چنان چشمتان را گرم کرده و مغزتان را مدهوش که نمیبینید یا نمیخواهید از این نشعه پلید به درآیید که اگر چنین بود مگر میتوانستید دم فرو بندید بر این همه ظلم و ستم؛ هزار هزار مرد و زن و پیر و جوان و کودک بی دفاع را به مسلخ میبرند و شما در کنار رودخانه تایمز در پی راه اندازی کارناوالی جهانی بنام المپیک هستید و کدام المپیک همان المپیکی که پیام آور صلح است و دوستی میان اقوام بشری؟ یا آن المپیکی که پرچمش منقش به پنج حلقه تو درتو است که نشان پنج قاره است و تو در تویی آن یادآور به هم پیوستگی شعوب جهانی است بی رجحان بر دیگری؟! حقوق بشر محتضر است و دیری نخواهد پایید که مرگ رسمی اش اعلان جهانی میشود که شده است اما غافل است از مکافات الهی .

دکتر بازی

خاک ایران یکسر از دکتر پر است
هرکه دکتر نیست نانش آجر است
ملک ایران سرزمین دکتران
این‌قدر دکتر نباشد در جهان
شهر دکتر، کوچه دکتر، باغ دک
کبک دکتر، فنچ دکتر، زاغ دک
عابران هر خیابان دکترند
دانه‌های برف و باران دکترند
هم وزیران هم مدیران دکترند
بیشتر از نصف ایران دکترند
هرکه پستی دارد اینجا دکتر است
دیپلم ردی‌ست، اما دکتر است
هرکه شد محبوب از ما بهتران
هرکه شد منصوب بالا دکتر است
هرکه رد شد از در دانشکده
یا گرفته دکتری، یا دکتر است
شعر نو مدیون دکترها بوَد
تو ندانستی که نیما دکتر است؟
شاعر تیتراژهامان دکتر است
مجری اخبار سیما دکتر است
آن‌که مثل آفتاب نیمه‌شب
سر زد از صندوق آرا دکتر است
شاد باش ای دکتر آرای ما
دکترای جمله دانش‌های ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
دکترایت نخوت و ناموس ما
در جهانی که پر است از نابغه
دکتری چندان ندارد سابقه
بی‌سبب افسرده‌ای، غم می‌خوری
سرزمین ماست مهد دکتری
خط‌مان وقتی شبیه میخ بود
ای‌بسا دکتر در آن تاریخ بود
این‌همه آدم که در عالم نبود
آدمی کم بود و دکتر کم نبود
من نگویم، شاعران فرموده‌اند
رخش و رستم هردو دکتر بوده‌اند
گرچه باشد قصه‌ها پشت سرش
دکتری دارند ملا و خرش
شاعران از رودکی تا عنصری
بی‌گمان دارند هریک دکتری
شعله‌های عشق چون گر می‌گرفت
آتشی در خیل دکتر می‌گرفت
عشق با دکتر نظامی قصه‌گو
عشق با دکتر سنایی رازجو
عارف شوریده دکتر مولوی
نام پایان‌نامه او مثنوی
حافظ و سعدی و خواجو دکترند
سروقدان لب جو دکترند
وحشی و اهلی و صائب دکترند
تاجر و دهقان و کاسب دکترند
عالمان را خود حدیثی دیگر است
حجت‌الاسلام دکتر بهتر است
بحث‌های جعل مدرک نان‌بری‌ست
بهترین سرگرمی ما دکتری‌ست
عده‌ای مشغول دکترسازی‌اند
عده‌ای سرگرم دکتر‌بازی‌اند

یک تصمیم


یک تصمیم

 

 

آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی درگذشت خود را بخواند!

شاید شنیده باشید که نوبل مخترع دینامیت است. زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را می‌خواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد: "آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آور ترین سلاح بشری مرد!"

آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟

سریع وصیت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه‌ای برای صلح و پیشرفت‌های صلح آمیز شود.

امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزه‌های فیزیک و شیمی نوبل و ... می‌شناسیم.

او امروز، هویت دیگری دارد.


یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است!

ساعتی اندیشیدن برتر از هفتاد سال عبادت است

تحقیر صدام توسط خلبانان ایرانی‌

صدام حسین برای تحقیر کردن خلبانان ایرانی در تلوزیون عراق گفت:

به هر خلبان ایرانی که به 50 مایلی نیروگاه بصره نزدیک شود- حقوق یک سال نیروی هوایی عراق را جایزه خواهم داد
...
و 150 دقیقه بعد از مصاحبه صدام-
عباس دوران و حیدریان و علیرضا یاسینی-

نیروگاه بصره را بمباران کردند.
با این عملیات جواب گستاخی صدام داده شد و در حقیقت خود صدام تحقیر شد .

غروب همان روز خبرنگار رادیو بی بی سی اعلام کرد:

- من امروز با آقای صدام حسین رئیس جمهور عراق، مصاحبه داشتم و ایشان با اطمینان خاطر از دفاع قدرتمند هوایی خود در راه محافظت از نیروگاه ها، تاسیسات و دیگر منابع اقتصادی عراق در برابر حملات و تهاجم خلبانان ایرانی سخن می گفت. ولی من هنوز مصاحبه او را تنظیم نکرده بودم که نیروی هوایی ایران نیروگاه بصره را منهدم کرد. اینک جنوب عراق در خاموشی فرو رفته و چراغ قوه در بازارهای عراق بسیار نایاب و گران شده است چون با توجه به خسارات وارد به نیروگاه، تا چند روز آینده برق وصل نخواهد شد.

سپس این خبرنگار با لبخندی تمسخر آمیز گفت:

- البته هنوز فرصتی پیش نیامده که من از صدام حسین سوال کنم چگونه جایزه خلبانان ایرانی را تحویل خواهند داد.

.........
درود بر شرف ایران و ایرانی ♥

خوشتر آن باشد که سر دلبران .......

در فرهنگ ما تعریف از خود عملی حداقل اگر نگویم نکوهیده ، عرف نیست لذا بهتر است دیگران از انسان تعریف نمایند و به همین جهت بویژه برای دوستانی که دور از تهرانند و متاسفانه پوشش خبری کمی هم بر فعالیتهای مرد عمل از ناحیه رسانه های فراگیر وجود دارد ؛ این مطلب ذیل را مطالعه کنند و به یادآورندکه: خوشتر آن باشد که سر دلبران گفته آید در حدیث دیگران

تقدیر ویژه آیت اله صدیقی ،امام جمعه موقت تهران از زحمات دکتر قالیباف : نشان دادید که دلسوز مردم هستید و شب و روز نمی شناسید

امام جمعه موقت تهران گفت: زحمات مجاهدانه شهرداری تهران در بازکردن مجاری سیل زده ، مرمت خسارت های وارده به مترو تهران و نجات جان شهروندان از کارهای برجسته ای بوده که در پرونده شهرداری تهران ثبت شده است و یک مدال افتخار برای این مجموعه است.

 

مرد عمل

 

ادامه نوشته

باران سیاسی

مدتی شده که به دلیل مشغله کاری و درس و پایان نامه و البته بی حالی بهاری وب نگاشتی نداشته ام شاید هم سوژه ای برای شروع وب نگاری های ابتدای سال لازم بود که این بارش رحمت الهی که میگویند در پنجاه سال اخیر برای تهران در این فصل بی سابقه بود همان مطلبی شد که کیبورد را زیر پنجه های خود یردم و اما بعد.....

رسم است که در همه جا زمانی که بحرانی پدیدار میگردد تمام اهالی دست به دست هم میدهند به مهر تا بحران را پشت سر گذارند و اینجور مواقع است که روحیه همدلی و همبستگی نمایان میشود و البت کارساز! بارش و باران هم که همه دانند از مظاهر لطف و رحمت الهی است چیزی نیست که در ید اختیار بشری باشد و خداوند جهان با ایجاد حوادث طبیعی و خارق العاده هم قدرت ماورایی خود را به انسانها نشان میدهد و هم درسی گرانسنگ به بشر افسارگسیخته که حد خود بدان و پای از گلیم خود بیرون منه!

ولیکن این پدیده ها برای ما ایرانیان سیاست زده محملی است برای طعنه زدن و حساب و کتابهای سیاسی و اداری ، و اصلا آن را فرصتی و غنیمتی میشماریم تا رغبا را از صحنه بدر آریم و یا حداقل خراشی بر چهره ایشان بنشانیم که شاید در بازیهای سیاسی بتوانیم مچی بگیریم و بخوابانیم تا دلمان خنک شود. باران بی سابقه و به دنبال آن سیلابی که موجب مشکلات عدیده برای خط ۴ مترو تهران شد که سبب ساز حضور همه جانبه مدیریت شهری بر سر کار مهار آن گردید هرچقدر جلوه های زیبای همبستگی بعضی دستگاهها را نمایان ساخت به همان میزان کج اندیشی و فرصت طلبی بعضی مسئولین دولتی را برای تسویه حسابهای جناحی و گروهی و حتی شخصی آشکار نمود.

به امید روزی که هرچه میکنیم قبل از آن به خدا و رضایت او بیاندیشیم که والعاقبت للمتقین .

دغدغه های یک مدیر واقعی

شهردار تهران گفت: بسیاری گمان می کردند با افزایش قیمت سوخت می توانند سبب کاهش ترد خودروها در معابر شهر شوند اما افزایش قیمت بنزین از 7 تومان سال 76 تا 700 تومان باز هم در میزان مصرف اثری نداشت و حتی اگر بنزین 2000 تومان هم شود در ترافیک تهران اثر ندارد.
به گزارش روابط عمومی شهرداری تهران، دکتر محمد باقر قالیباف در حاشیه کنفرانس بین المللی مهندسی حمل و نقل و ترافیک با بیان این مطلب گفت: مهم ترین دغدغه من به عنوان شهردار این است که کیفیت زندگی را درشهر چه در بعد مادی و معنوی ارتقا دهیم، در این راستا شهروندان طی 7 سال گذشته این موضوع را با حساسیت دنبال کردند و شاهد تغییرات در سطح شهر بودند.

وی افزود : انتقادات ، پیشنهادت و قدردانی آنان نشان از آن دارد که عملکرد شهرداری زیر ذره بین مردم است ، البته ما نمی خواهیم بگوییم همه برنامه های ما درست و بی عیب و نقص بوده اما مدعی هستیم که هیچ اقدامی در شهر بدون برنامه ریزی صورت نگرفته و در هیچ موردی این گونه نبوده که شب بخوابیم و صبح طرحی را اجرا کنیم البته بدون شک همه تصمیمات ما مخالف و موافقی داشته اما برای شهروندان مهم این است که کاری بدون مطالعه و استدلال صورت نگیرد .

قالیباف با بیان اینکه آلودگی هوا ، آلودگی صوتی و ترافیک مهم ترین و در صدر مشکلات شهر و شهروندان است، خاطر نشان کرد : یکی از پارامترهایی که می تواند این مشکلات را به صورت اساسی حل کند توسعه حمل و نقل عمومی است و ما در تلاش هستیم در بعد روانی و روحی و هم از بعد جسمی و مادی وضعیت شهروندان و شهر را بهبود بخشیده و نسبت به رفع این مشکلات اقدام کنیم .

شهردار تهران با بیان این که دو رویکرد کلی برای حل مشکل ترافیک وجود دارد ، افزود : یک نگاه برای حل این مشکل توجه به زیر ساخت های شهر یعنی گسترش پلها ، تقاطع ها و بزرگراه هاست و اجازه به تردد لجام گسیخته و بدون محدودیت خودروها و نگاه دیگر این است که شهر را از سلطه خودروهای شخصی بیرون آوریم و در اختیار شهروندان قرار دهیم ، اما امروز با توجه به شرایط تهران ناگزیریم که هر دو موضوع را مورد توجه قرار دهیم چنانچه بر اساس طرح جامع باید زیر ساخت های شهر را تکمیل کرده و گلوگاه هایی را که وجود دارد را از سر راه برداریم ، همچنین به موازات تکمیل شبکه بزرگراهی باید کمبودها و فقری که در حمل و نقل عمومی وجود دارد مرتفع ساخته و نسبت به گسترش پیاده راه ها و یا شهر را در اختیار مردم قرار دادن اقد ام کنیم .
ادامه نوشته

قحطي!!!

قحطي!!! 


 اوايل دهه شصت نوجواني بيش نبودم، اما خوب به خاطردارم آن روزهايي را كه تنها شامپوي موجود، شامپوي خمره ايي زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم بايد از مسجد محل تهيه مي كرديم و اگر شانس يارمان بود و از همان شامپو ها يك عدد صورتي رنگش كه رايحه سيب داشت گيرمان مي آمد حسابي كيف مي كرديم. سس مايونز كالايي لوكس به حساب مي آمد و ويفر شكلاتي يام يام تنها دلخوشي كودكي بود. صف هاي طولاني در نيمه شب سرد زمستان براي 20 ليتر نفت، بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كاميون در محله ها توزيع مي شد، خالي كردن گازوئيل با ترس و لرز در نيمه هاي شب. روغن، برنج و پودر لباسشويي جيره بندي بود، نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را براي تهيه جهيزيه به دردسر مي انداخت و پوشيدن كفش آديداس يك رويا بود. همه اينها بود،
بمب هم بود و موشك و شهيد و ... اما كسي از قحطي صحبت نمي كرد! يادم هست با تمام فشارها وقتي وانت ارتشي براي جمع آوري كمك هاي مردمي وارد كوچه مي شد بسته هاي مواد غذايي، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازير بود. همسايه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهرباني بود، خب درد هم بود. امروز اما فروشگاه هاي مملو از اجناس لوكس خارجي در هر محله و گوشه كناري به چشم مي خورند وهرچه بخواهيد و نخواهيد در آنها هست. از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوي خارجي، لباس و لوازم آرايش تا موبايل و تبلت، داروهاي لاغري تا صندلي هاي ماساژور، نوشابه انرژي زا تا بستني با روكش طلا، رينگ اسپرت تا... و حال با تن هاي فربه، تكيه زده بر صندلي ها نرم اتومبيل هاي گرانقيمت از شنيدن كلمه قحطي به لرزه افتاده به سوي بازارها هجوم مي بريم. مبادا تي شرت بنتون گيرمان نيايد! مبادا زيتون مديترانه ايي ناياب شود! اشتهايمان براي مصرف، تجمل، پز دادن و له كردن ديگران سيري ناپذير شده است. ورشكسته شدن انتشارت، بي سوادي دانش آموز ها و دانشجوهامان، بي سوادي استادها، عقب افتادگي در علم و فرهنگ و هنر، تعطيلي مراكز ادبي فرهنگي و هنري و ... برايمان مهم نيست ولي از گران شدن ادكلن مورد علاقم مان سخت نگرانيم! ... مي شود كتابها نوشت... خلاصه اينكه اين روزها لبخند جايش را به پرخاش داده و مهرباني به خشم. هركس تنها به فكر خويش است به فكر تن خويش! قحطي امروز قحطي انسانيت است قحطي همدلي قحطي عشق !

تا مجلس 1

 

در جلسه شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان اسامی 27 نفر از کاندیداهای این جبهه قطعی شد.اسامی 27 نفر از کاندیداهای جبهه متحد اصولگرایان قطعی شد و مطهری، کاتوزیان، نواب و عباسپور از این لیست حذف شدند.لازم به ذکر است برای 3 نفر باقیمانده این لیست که 2 نفر آنها قرار است از روحانیون باشند بعدا تصمیم گیری خواهد شد.
مهر: اسامی 27 نفر از کاندیداهای جبهه متحد اصولگرایان قطعی شد و مطهری، کاتوزیان، نواب و عباسپور از این لیست حذف شدند.

لیست قطعی جبهه متحد اصولگرایان در تهران به این شرح است.

1- غلامعلی حدادعادل
2- محمدحسن ابوترابی
 
3- احمد توکلی
 
4- محمدرضا باهنر
 
5- حسین فدایی
 
6- علیرضا زاکانی
 
7- غلامرضا مصباحی مقدم
 
8- محسن کازرونی
 
9- حجت الاسلام میردامادی
 
10- زهره الهیان
 
11- فاطمه رهبر
 
12- الهام امین زاده
 
13- لاله افتخاری
 
14- اسماعیل کوثری
 
15- اسدالله بادامچیان
 
16- الیاس نادران
 
17- علیرضا مرندی
 
18- پرویز سروری
 
19- حسین نجابت
 
20- محمدنبی حبیبی
 
21- علی اصغر خانی
 
22. مجتبی رحمان دوست
 
23. مسعود میرکاظمی
 
24. زهره طبیب زاده
 
25. حسین مظفر
 
26. محمود فرشیدی
 
27. نبی رودکی
 
لازم به ذکر است برای 3 نفر باقیمانده این لیست که 2 نفر آنها قرار است از روحانیون باشند بعدا تصمیم گیری خواهد شد.

فجر و خاطراتش1

یادش بخیر حدود بیست و چهار سال پیش مدرسه راهنمایی بعثت / پایگاه هوایی شهید بابایی اصفهان دوازده سیزده سال بیشتر نداشتیم : من ، علی جاهدی ، امیر فروغی ، امیر ابراهیمی و خیلی های دیگه از بچه های آن روزگاران؛ یکی دو هفته مدرسه پر میشد از شور و نشاط :نصب بادبادکهای رنگی ، پرچمهای سه گوش ایران ، تب و تاب آماده سازی گروه سرود و نمایش و ... خلاصه غوغایی میشد و خیلی ها برای اومدن تو مراسم و گروه ما سر و دست میشکوندند! سرودهای انقلابی و نمایشهای طنز و نمایش شعبان کر که یادمه مقام اول رو تو استان اصفهان آورد . مسابقات ورزشی در آن ایام و بالاخره اجرای مراسم در شب پیروزی انقلاب . مدرسه از حالت عادی خارج میشد البته ناگفته نماند معلمهای خیلی خوب و بجوشی داشتیم که جا داره ار اونها هم یادی بکنم: آقای اکبری / آقای عزیزی / آقای پسته ای و .... یادش بخیر یادش بخیر و بازهم یادش بخیر

خدمت بی منت1

شاید صلاح نباشد که چندان در تعاریف مبالغه نمود اما هرچه فکر میکنم دور از انصاف است و اصلا حیف است که تلاشهای بی حد و حصر مردی که بهترینها را برای ایران و ایرانی می خواهد را حداقل برای جامعه مخاطبین وبلاگ خودم که عمدتا دوستانی فرهیخته و اهل دل هستند بازگو نکنم؛ صبح روز یازدهم دیماه است و عازم ناحیه پنج منطقه هجده میشوم ناحیه ای در منتها الیه جنوب غرب پایتخت ،۱۱۷ هکتار مساحت و محدوده ای که معروف به محله خلیج فارس است و شاهراه آزادگان درکمربند جنوبی، نقطه اتصال تهران بزرگ به استانهای جنوبی و... محله ای که تا همین چند سال پیش محله ای محروم به حساب می آمد و اینک با همتی وصف ناپدیر و با روحیه ای جهادی که تنها در مردان میدانهای تلاش میتوان یافت، تبدیل به مکانی برای آرامش بیشتر اهالی بسیار محروم شده است. افتتاح استخر و سونا با آخرین امکانات / ساخنمانهای شکیل سرای محله / بوستان انرژی با متدولوژی پیشرفته / زمینهای چمن مصنوعی / بوستان مفرح و دل انگیز گل نرگس که مختص بانوان این محدوده شهری است با امکاناتی فراتر از تصور اهالی و فضایی رویایی و....؛ باید باشید و ببینید که میتوان کار کرد و منت نگداشت و منت دار بود منت دار مردمی که بیش از اینها هم استحقاق خدمتگذاری دارند. این فقط یک اپیزود کوتاه از نقش آفرینی مردی است که میدانم که به لطف الهی میتواند.

یاحق!

در کنار خطوط سیم پیام         

این شعر بسیار خواندنی سروده آقای محبت و از کتاب چهارم دبستان
در کنار خطوط سیم پیام         خارج از ده دو کاج روئیدند
سالیان دراز رهگذران              آن دو را چون دو دوست میدیدند
یکی از روز های سرد پاییزی     زیر رگبار و تازیانه باد
یکی از کاج ها به خود لرزید      خم شدو روی دیگری افتاد
گفت ای آشنا ببخش مرا            خوب درحال من تامل  کن
ریشه هایم زخاک بیرون است      چند روزی مرا تحمل کن
کاج همسایه گفت با تندی          مردم آزار از تو بیزارم
دور شو دست از سرم بردار        من کجا طاقت تورا دارم
بینوا راسپس تکانی داد              یار بی رحم و بی مروت او
سیمها پاره گشت و کاج افتاد        برزمین نقش بست قامت او
مرکز ارتباط دید آن روز              انتقال پیام ممکن نیست
گشت عازم گروه پی  جویی          تا ببیند که عیب کار از چیست
سیمبانان پس از مرمت سیم         راه تکرار بر خطر بستند
یعنی آن کاج سنگدل را نیز          با تبر تکه تکه بشکستند
--------------------
و حال نسخه جدید این شعر زیبا
دو کاج از همان شاعر دوکاج
در كنار خطوط سیم پیام           خارج از ده دو كاج روئیدند
سالیان دراز رهگذران               آن دو را چون دو دوست می‌دیدند
روزی از روزهای پائیزی            زیر رگبار و تازیانه باد
یكی از كاج ها به خود لرزید       خم شد و روی دیگری افتاد
گفت ای آشنا ببخش مرا          خوب در حال من تأمل كن
ریشه‌هایم ز خاك بیرون است     چند روزی مرا تحمل كن
كاج همسایه گفت با نرمی         دوستی را نمی برم از یاد
شاید این اتفاق هم روزی          ناگهان از برای من افتاد
مهربانی بگوش باد رسید           باد آرام شد، ملایم شد
کاج آسیب دیده ی ما هم         کم کمک پا گرفت و سالم شد
میوه ی کاج ها فرو می ریخت    دانه ها ریشه می زدند آسان
ابر باران رساند و چندی بعد       ده ما نام یافت کاجستان
شاعر: محمد جواد محبت،  همان شاعر دوکاج

زندگی پیکار نیست، بازی است; زیرا آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد، چه خوب، چه بد

قوه تخیل در بازی زندگی نقشی عمده دارد

 برای پیروزی در بازی زندگی باید قوه تخیل را طوری آموزش دهیم که تنها نیکی را در ذهن تصویر کند. زیرا آنچه آدمی عمیقاً در خیال خود احساس کند یا در تخلیش به روشنی مجسم نماید، بر ذهن نیمه هوشیار (ضمیر ناخودآگاه) اثر می گذارد و مو به مو در صحنه زندگی اش ظاهر می شود

تخیل را قیچی ذهن خوانده اند. این قیچی شبانه روز در حال بریدن تصاویر است. پس بیائید تا تمامی صفحات کهنه و نامطلوب و آن صفحاتی از زندگی را که میل نداریم نگه داریم، از ذهن نیمه هوشیار خود قیچی نموده و صفحاتی زیبا و نوین بسازیم

 برگرفته ازکتاب بازی و راه این بازی، نوشتهء خانم فلورانس اسکاول شین، نویسنده آمریکایی

ما ساكن عصر جمعه هايیم
تو منتظري كه ما بياييم
غربت چه حكايت غريبيست
آقا تو كجا و ما كجاييم

النجات فی الصدق

سال گذشته ، در یکی از برنامه های مربوط به دوران دفاع مقدس سخنرانی داشتم.

 بعد از سخنرانی، خبرنگار جوانی جلو آمد برای مصاحبه.

 با شور و هیجان پرسید: آقای دکتر! شما در زمان جنگ، موقع ماه رمضان، چطور روزه میگرفتید؟ با اون همه فشار توپ و گلوله... با اون همه فعالیت و بی خوابی... چطور تحمل میکردید..؟!

گفتم: بسم الله الرحمن الرحیم. برامون فرقی نمیکرد! مثل بقیه ی روزها و ماه ها بود. در طول روز هم، غذا میخوردیم و همه چی روال عادی داشت!

 خبرنگار جا خورده بود. فیلمبرداری رو قطع کرد و به من گفت: آقای دکتر! این چه جوابیه؟! درباره ی روزه گرفتن اونجا بگید.. درباره ی سختی های رزمندگان روزه دار...

 گفتم: آخه پسر خوب! برای چی دروغ بگم؟!  ما، زمان جنگ‏، مدام در حال سفر بودیم! عملیاتهای مختلف، پادگانهای مختلف... آدم مسافر هم که نباید روزه بگیرد!

 آشپزخونه لشگر هم به راه بود و مثل همیشه نهار و شام میخوردیم!

 شما انتظار داری من پشت دوربین خلاف واقع بگم که:  بله... روزه گرفتن بسیار سخت بود و ما با زبون روزه می جنگیدیم٬ سحری و افطارمون هم یکی بود!

 شما این رو میخوای؟!

 بی صداقتی، آفتی است که روز به روز در بستر یک جامعه ریشه میدواند و آن جامعه را رو به تباهی میکشاند.... و صداقت، گوهری است که امروز بیشتر از هر زمانی به آن احتیاج داریم. گوهری که در آن، رستگاری و نجات است.

یکی از مهمترین وظایف مسؤلان نظام، صداقت در گفتارشان است. و زمانی درخت صداقت بار ور میشود که در عمل هم آن را نشان دهیم.

معضل ترافیک در برنامه ای 4 ساله قابل حل است

شهردار تهران گفت: اگر اراده محکمی برای رفع معضل ترافیک وجود داشته باشد ، این مشکل در یک برنامه 4 ساله قابل حل است.

به گزارش روابط عمومی شهرداری تهران، دکتر محمد باقر قالیباف صبح امروز در همایش "مدیریت شهری و راهنمایی و رانندگی" ضمن تبریک هفته نیروی انتظامی گفت : خانواده شهدای ناجا جزو خانواده شهدای مظلومی هستند که کمتر به آنها توجه شده است . همه درجه داران و افسرانی که در نقاط مختلف کشور در حال انجام وظیفه هستند چه کسانی که در مناطق دور افتاده و در محرومیت و دوری از محیط شهر مشغول انجام وظیفه اند و چه کسانی که در تهران در حوزه حمل و نقل و ترافیک هستند ، همه زحمت کشانی اند که برای آرامش و آسایش مردم خدمت می کنند .

شهردار تهران در ادامه با بیان این که ترافیک یکی از چالش های بزرگ شهر ما است که سرمنشا بقیه مشکلات محسوب می شود اظهار کرد : آلودگی هوا و آلودگی صوتی که سلامتی و جان شهروندان را به خطر می اندازد ، به موضوع ترافیک بر می گردد . تمام کسانی که از خارج تهران وارد شهر می شوند تنها گله مندیشان در زمینه ترافیک شهر است که یک بخش مربوط به شلوغی هاست و بخش دیگر به فرهنگ نادرست رانندگی بازمی گردد.

وی خاطر نشان کرد: من از 9 سال قبل تا به امروز چه در زمان خدمت در نیروی انتظامی و چه در مدیریت شهری ، به این نتیجه رسیده ام که اگر اراده محکمی برای رفع معضل ترافیک وجود داشته باشد ، این معضل در یک برنامه 4 ساله قابل حل است .

قالیباف تاکید کرد : این موضوع را در دو نوبت در مسئولیت خود اعلام کردم ، هم در نیروی انتظامی و هم در شهرداری تهران . البته گفتم من پیش قدم برای اجرای این کار نیستم چون حوزه ترافیک 17 یا 18 صاحب دارد و گفتم که هر یک از مسئولان بخواهد وارد عمل شود من در خدمت او خواهم بود اما اگر داوطلبی وجود ندشات من حاضرم این مسئولیت را بپذیرم و این معضل را برای همیشه حل کنم .

ادامه نوشته

چرا واقعا چرا؟

۱- چرا واقعا چرا باید نظام فرهنگ اداری ما اینطور وابسته به القاب و سمتها و روابط و جایگاهها باشد؟

۲- چرا واقعا چرا با وجود حاکمیت اسلام بر شئون این کشور همچنان شاهد برخوردهای طاغوت گونه در بین خودمان هستیم؟

۳- چرا واقعا چرا شخصیت حقیقی و ذات درونی ما میبایست در پس جایگاههای پوچ حقوقی ما گم باشد؟

۴- چرا واقعا چرا میزهای ریاستی آنقدر مهم و پر اهمیت شده که روابط انسانی را به بوته فراموشی میسپارد؟

۵- چرا واقعا چرا فکر کردن به شیوه پیامبر و حضرت امیر تنها خواب و رویایمان باشد و در عالم واقع حرکتی به سمت آن نمیکنیم؟

۶- چرا واقعا چرا و دهها چرای بی جواب که  بر تلاطم درونمان می افزاید و ...................و این داستان که حتما دانیم و دانید که روزی عربی بیابانگرد به مسجد مدینه وارد شد و در حلقه پیامبر اکرم(ص) و یارانش به دنبال حاکم حکومت نبوی میگشت و هرچه دید نبی اکرم را تشخیص نداد تا اینکه دریافت ساده پوش ترین و ساده زیست ترین آنها هموست و ............. میلاد منجی عالم بشریت همان احیا کننده سنت نبوی و عدل علوی مبارک باد.

دغدغه ای همه گانی!

بعد از عرض سلام ...


سالیان سال قبل آدمها در هر جمعیتی  که به دنیا می آمدند آنجا  را تمام دنیا می دانستند .

گاهی بعضی ها کنجکاو بودند و به ده های اطراف هم سر می زدند .

 سفرها و مسافرت ها با وجود تمام مشکلات انجام می شد و نتیجه ی همان سفرها و کنجکاوی ها بود که نقاط مختلف کره ی زمین توسط بشر شناخته شد .
بشر برای شناخت دنیای اطراف کنجکاو است از کهکشان تا عمق اقیانوش برایش جذاب و هیجان انگیز است .
کشف ناشناخته های جهان هستی همیشه یکی از دغدغه های بشر بوده است . اما جستجو زحمت دارد و بسیاری از آدمها رنج زحمت را از همان ابتدای کودکی زیاد می بینید و روحیه ی جستجو را در خود سرکوب می کنند .
قصه ی یافتن پاسخ برای مساله ها هم چیزی شبیه همان قصه است .جستجو و یافتن پاسخهای مساله زحمت دارد و یافتنش مسولیت ...اینست که خیلی از ما با پاسخ های ساده خودمان را راضی می کنیم ...


مواجهه با مساله یا یک اتفاق بد معنی اش اینست که باید چیزی بهتر دیده شود ، معنی اش اینست که باید مسولیتش را پذیرفت و در مقابل آن مسولانه اقدام کرد .

اما متاسفانه روحیه  مسولیت پذیری در کشور ما به شدت آسیب دیده است ..

بعضی از ما هر اتفاق بدی که پیش می آید می گوییم تقصیر دولت و حکومت و نظام است
بعضی دیگر از ما هر اتفاق بدی که پیش می آید می گوییم مقصر دشمن است . عامل مشکل آمریکا و اسرایئل است  البته تازگی ها انواع جریان ها هم اضافه شده اند جریان فتنه جریان انحراف و..
بعضی از ما هر اتفاق بدی که می افتد می گوییم در کشورهای دیگر دنیا هم همین طور است ! فکر کردید فقط در کشور ما اینچنین است !؟
بعضی دیگر از ما اتفاق های بدی که می افتد را اصلا جدی نمی گیریم ، مگر آنکه مشکلی برای خودمان پیش بیاید . وگرنه هیچ چیزی چه در دنیا چه در ایران برای این عده مهم نیست مگر آنکه مستقیما به منافع شخصی شان لطمه بزند .

اما این روحیه فرافکنی و نداشتن مسولیت پذیری زندگی اجتماعی و آینده ی همه ی مار ادر خطر جدی خواهد انداخت .
 
راستش می خواستم نمونه های زیادی از این نوع برخورد های مقام های مسول در سطح های مختلف را به عنوان سندی برای این نوع پاسخ دادن ها بیاورم .

ادامه نوشته

من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا

دوازدهم اردیبهشت و سالروز شهادت استاد مطهری و روز معلم بهانه ای شد تا به یاد دوران درس و مشق بیافتم البته هنوز این دوران خوشبختانه ادامه دارد. خیلی دوست داشتم تا تموم معلمهام رو از کودکستان و ابتدایی تا دانشگاه ببینم و یک روز رو با اونها باشم آرزویی که محال به نظر میرسه و دستم به خیلیهاشون  هم نمیرسه . در اینجا و از طریق این دنیای مجازی ضمن آرزوی سلامتی و تندرستی برای تمام آموزگارانم این روز عزیز رو به همه اونها تبریک میگم.

خانم یزدان پناه معلم کلاس اول / خانم ابراهیمی معلم کلاس دوم / آقای قندهاری معلم کلاس سوم

آقای یزدی معلم کلاس چهارم /آقای عبداللهی مدیر دبستان ابوذر / آقای سیفی معلم کلاس پنجم

آقای اکبری مدیر مدرسه راهنمایی بعثت / آقای عزیزی مسئول دفتر مدرسه راهنمایی / آقای عبادتی معلم پرورشی و قرآن / آقای پسته ای معلم پرورشی مدرسه راهنمایی / آقای شرفی معلم ورزش مدرسه راهنمایی

آقای معماریان مدیر دبیرستان شهید رجایی اصفهان / آقای معلم معاون دبیرستان / آقای حکمت  دبیر زیست شناسی /

 آقای دکتر کوثریان استاد بلامنازع نورآناتومی

 آقای مهدی برادران استاد مالیه عمومی دانشکده مدیریت/ آقای دکتر ذبیحی ریاست محترم دانشکده مدیریت / آقای دکتر شکاری استاد بی بدیل رفتارسازمانی/ آقای دکتر طاهری استاد تئوریهای مدیریت / آقای دکتر عنایتی استاد توانمند زبان تخصصی / آقای دکتر خیاط مقدم ریاست محترم گروه مدیریت

آقای شادکام معاون فرهنگی شهرداری مشهد / حجت الاسلام سوری مسئول نهاد رهبری خوابگاههای دانشگاه فردوسی و بسیاری از عزیزانی که حضور ذهن از نام بردنشان  یاری نمیکند .

جمعه نگار3

بازهم جمعه و نگاه پرسشگر ؛نگاهی که ژرفای آن به سوی کرانه باختری است و منتظرانی که .......

بازهم جمعه ای دیگر و ترنم این سرود بر لبان پرسشگر: ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی ........

دکتر قالیباف شهردار می ماند

حسن بیادی اظهار داشت: شهردار تهران بسیجی، مدیری توانمند، پرکار و خوش‌فکر است و دلیلی برای تعویض او نمی‌بینیم.

وی گفت: اکثریت اعضای شورای شهر تهران به‎دنبال ابقای شهردار هستند و نیازی نیز به رأی‎گیری مجدد در اردیبهشت‌ماه وجود ندارد.

نائب‎رئیس شورای شهر تهران در مورد عملکرد شورای سوم نیز گفت: با توجه به اعلام رضایت عموم مردم تهران از عملکرد شورای سوم به نظر می‌رسد در حد توان شورای شهر توانسته است یاریگر شهرداری در اجرای طرح‌ها و پروژه‌های خدماتی مناسب باشد.

بیادی با یادآوری اینکه مردم ما قدرشناس و سپاسگزار خادمان خود هستند، عنوان داشت: هرچند در حد انتظار نتوانسته‌ایم مشکلات را برطرف کنیم اما در حد وسع خود توانستیم شهرداری را در اجرای طرح‌ها و برنامه‌های خود با تصویب بودجه‌ها و اعتبارات کمک کنیم.

وی رضایت مقام معظم رهبری را از عملکرد شورای شهر تهران یادآور شد و بیان داشت: این عملکرد منبعث از رضایت ملت است چرا که مقام معظم رهبری رضایت شخصی خود را مطرح نمی‌کنند بلکه در فرمایشات خود رضایت مردمی را مدنظر و ملاک کار قرار می‌دهند.

عضو شورای شهر تهران تصریح کرد: شورای سوم با وجود سلایق و علایق مختلف هیچ مشکلی را در احقاق حق ملت نداشت و بدون اختلاف نظر تأثیرگذار، سعی کرد کارها را به نفع مردم پیش ببرد.

بیادی گفت: اگر عملکرد دور سوم شورا در تهران برای بسیاری از شهرها الگو بوده، نشان از فعالیت خوب شورای سوم است.

(برگرفته از سایت هواداران دکتر قالیباف)

چرا تهران و شهروندانش از حداقل امکانات شهری محروم هستند؟

 یکروزه ای که از تهران داشت، به نکاتی اشاره کرد که در ذهن هر شهروندی این سوال مطرح می شود که "چرا تهران و شهروندانش از حداقل امکانات شهری محروم هستند؟"
 
معماری نیوز : پروفسور سایمون بل ، پژوهشگر حوزه شهری و استاد دانشگاه ادینبورگ انگلستان ، تور یکروزه ای در تهران داشت. "او تهران را دید".
متن زیر گزارش مشاهدات یکروزه اوست که در اختیار سایت خبری معماری نیوز قرار گرفت.

فضاهایی را دیدم که معلوم نبود برای فرودگاه است، یا تهران!!!
در اتحادیه اروپا قانونی تصویب شده است به نام "کمربند سبز". این کمربند برای شهر دو فایده بزرگ دارد، یکی اینکه محدوده و مرز شهر را مشخص میکند و اجازه بزرگ شدن بیش از حد را نمیدهد و دوم اینکه با ایجاد نوار سبز، کمک بزرگی به محیط زیست شهری میکند و الزاما باید شهر به سمت درون رشد کند، این یک قانون کلی برای قاره اروپا است. اما وقتی من از فرودگاه امام به سمت شهر تهران حرکت کردم فضاهایی را دیدم که معلوم نبود برای فرودگاه است، یا تهران!!! و اصلا مربوط به کدام شهر است؟! و کاملا مشخص بود که محیط اصلا تحت کنترل نیست و مدیر ندارد و بزرگترین عیب این بود که اصلا معلوم نبود که شهر کجا تمام میشود و اصلا مرزی وجود ندارد.

ادامه نوشته

جمعه نگار2

آخرین جمعه از اولین ماه یکهزار و سیصد و نود شمسی هم در حال گذر است و همچنان چشم به راه محبوب قلوب شیعیان و عدالتخواهان جهان هستیم. به امید فرجش و رفع گرفتاری از مسلمین جهان:

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی        دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد       کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی

مدیریت محیط زیست

مدیریت محیط زیست امروزه یکی از دغدغه های اصلی جوامع بشری است و کشورهای مختلف سعی بر این دارند تا با بهره گیری از ظرفیتهای انسانی و تکنولوژی های پیشرفته سلامت و ایمنی بهداشتی را برای شهروندانشان تضمین نمایند. یکی از شاخصهای توسعه یافتگی همین مسئله بهداشت و سلامتی است که ارتباط تنگاتنگی با محیط زیست دارد و اصولا در دنیای کنونی نمیتوان نسبت به محیط زیست و حفظ شرایط مطلوب آن برای زیست ابناء بشر بی تفاوت ماند.

حفظ محیط زیست به مثابه صیانت و پاسداشت بستر حیات اجتماعی است. بی تردید محیط زیست بستر حیات اجتماعی انسان است و هر یک از شهروندان حق اساسی دارند که به حیات آنها مستقیما ارتباط پیدا میکند و آنهم حق داشتن محیط زیستس سالم است که در آن امکان موجودیت یافتن انسان و زیست پایدار وی فراهم میگردد و این امر در قوانین جوامع مختلف پیش بینی شده تا برای صیانت از محیط زیست ابزارهای قانونی لازم در اختیار دولتها و نهادهای مسئول قرار داشته باشد. از جمله در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز اصل پنجاهم با شفافترین بیان از اهمیت و جایگاه حفاظت از محیط زیست تبیین کرده :

"در جمهوری اسلامی حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسلهای بعد که باید در آن حیات رو به رشدی داشته باشند وظیفه عمومی تلقی میگردد. از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند ممنوع است."

چرا جهاد و چرا اقتصادی؟

بازهم سالی دیگر از راه رسید و اینبار هم همه منتظر تا در پرتو فرمایشات رهبر معظم انقلاب نامگذاری سال نو را شاهد باشند تا محور فعالیتهای این سال هم مشخص گردد. و بازهم تیزهوشی و فراست ایشان نامی زیبنده را برای جامعه ایرانی در هزار وسیصد نودشمسی برمیگزیند: جهاد اقتصادی

ولی چرا جهاد و چرا اقتصادی؟ امروز دنیا در یک رقابت پرشتاب به سمت افزایش و توسعه شاخصهای اقتصادی در حرکت است و کشورهای مختلف سعی دارند تا در این بازار سهم بیشتری را به خود اختصاص دهند و در این رهگذر هرکدام خط مشیی را بر اساس فرهنگ و بینش و انتظارات صاحبان قدرت ترسیم میکنند کشورهای به اصطلاح جهان اول با سیاستهای منفعت طلبانه خویش برای نگاهداشت و افزایش سهام صنایع سنگین و سبک خود و برای تامین مایحتاج بازار پرمصرف خود سیاستهای منفعت طلبانه خویش را دنبال میکنند و کشورهای به اصطلاح در حال توسعه نیز به دنبال رسیدن به آرمانهای اقتصادی خویش و رشد شتابان اقتصادی و پرکردن فاصله خود با کشورهای دسته نخست و تامین منافع خویش دست به اقداماتی میزنند.

و این امر دنیا را به صحنه نبرد و مبارزه ای برای ماندن و پیشرفتن  کرده و اطلاق واژه جهاد کاملا ترسیم گر حرکتی پیشرونده و پویا میباشد و نشان از راهبردی تهاجمی و رو به جلو در این عرصه دارد. لذا پرداختن به خط مشی کلان جهاد اقتصادی نشان از این دارد که در این سال باید محور فعالیتهای رده های مختلف سیاسی و اجتماعی و حتی علمی ما در این حوزه و با این نگرش استوار باشد که در سال ۹۰ توجهی ویژه و اساسی به مقوله اقتصاد داشته باشیم که رشد و شکوفایی کشور در تمام بخشها را میسر میسازد و اگر نگاهی سیستمی در بعد کلان مدیریت داشته باشیم حتما به این امر توجه میکنیم که با افزایش توان رقابتی اقتصادی جامعه اسلامی ما در سطح بین الملل شئون دیگر سیستم اجتماعی ما منتفع خواهد بود. امید آنکه به فرمایش آقا این نامگذاری تبدیل به برگزاری مراسم و همایشهای تشریفاتی و نصب تابلوها و چاپ پوسترها نشود و جهاد اقتصادی در ذهن و جان و عمل مردمان این دیار ودر راس آن مدیران اجرایی و برنامه ریزان کشور قرار گیرد.

 انهدام در ژاپن Devastation in Japan و پیام تسلیت ما به مردم ژاپن

Regarding the tragic earthquake and tsunamis that struck Japan and other areas, Mashhad Azad University extends our deepest sympathies to those affected.

We are also reaching out to our students, faculty and alumni in the region.

The earthquake, which registered 8.9 in magnitude, struck 230 miles from Tokyo and is reported to be the fifth largest earthquake in history.

Hundreds have been killed and hundreds are still missing

"We extend our deepest condolences to the people of Japan, particularly those who lost loved ones or were harmed in the devastating earthquake and tsunamis that struck the country today

مترو نگار 3

امروز تصمیم گرفتم یکی از راهکارهای بسیار عالی و کاملا جواب بده کاهش مصرف سوخت خودرو را به کار برم: بله استفاده از وسیله عمومی و با اتوبوس و تاکسی خودم را رسوندم ناحیه حتما تا اینجا میگید که مترونگارش کجاست؟ عجله نکنید موقع برگشت بیشتر مسیر رو با مترو اومدم و عجب صفایی داشت تازه فهمیدم که مترو علاوه بر خواص بسیار خوبش در کاهش آلودگی هوا و حمل و نقل سریع و ارزان و... خصوصیات دیگری هم از منظر فرهنگی،سیاسی و ... داره و باعث افزایش معلومات آدم میشه برای آگاهی شما یکی دو نمونه از این ها رو نقل قول میکنم:

۱- همکلاسی دانشگاه به رفیقش: آره قراره دوره رییسجمهوری سه دوره بشه و چپها هم میخوان چهره جدیدی مثل حاج آقای فلانی رو روکنن و.....!!!!

۲- دوست به دوستش: عجب مملکتیه تو ژاپن وزیر امورخارجش به دلیل گرفتن یک هدیه در مقابل افکارعمومی عذرخواهی کرده و استعفا میدهد که این مسئله باعث غیر قانونی شدن دولتش میشود و... اما تو ایران ما مسئولین..........(از نگارش بقیش عذرخواهم)!!!

۳- دوتا آقا هم از دونسل متفاوت درمورد احترام به والدین که کم شده و مشکلات اقتصادی که بر روابط پدر و فرزند تاثیرگذار شده و غیره صحبت میکردند و جالب اینکه هردو به نوعی با نگاهی موشکافانه تقصیر را برگردن دولت انداخته و راه برون رفت از وضع موجود را ...........!!

خلاصه دوستانی که در زمینه روابط عمومی و رسانه و مدیا و ازاین جورچیزها فعالیت میکنند مترو را از قلم نیاندازند که خود مترو یک رسانه غیر رسمی (البته شاید هم نیمه رسمی) و بسیار هم پویاست که اگر به آن بیتوجه باشیم به مکانی برای پخش شایعات بی اساس هم بدل خواهد شد.

مترونگار1

۱-امروز تصمیم گرفتم بدون وسیله شخصی بروم ناحیه و از اینرو سفر زیرزمینی با مترو را انتخاب کردم یک ساعت و ربع زمان رسیدنم از خانه تا محل کار بود.

۲- ساعت هفت به همراه چند نفر از پرسنل خدمات شهری رفتیم حوالی مسجد جامع قلهک،قرار بود آقای حداد عادل نماینده دانشمند مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در این مکان مقدس حاضر شود کمی اونطرفتر هم ازدحام جمعیت که غالبا جوان بودند روبروی سینما فرهنگ . از کنار یه کتابفروشی رد شدم و بالاخره نفحات نفت امیرخانی رو خریدم (هنوز فرهنگ برام اصالت داره و دلم هم برای کار فرهنگی سخت تنگ شده)

۳- موقع برگشتن تو مترو از فرصت استفاده کردم و خوندن نفحات نفت رو خیلی سریع شروع کردم هنوز چند صفحه ای نخونده بودم که صدای شیرین یه دختر بچه کوچولو توجه نه تنها من که همه مسافرها رو به خودش جلب کرد: آدامس دارم بسته ای ۵۰۰ تومان سه تا بخر یه جایزه ببر و.... چندتا جوون سربه سر دخترک گذاشتن و چندتایی آدامس خریدن و من تو این فکر که آیا این هم از نفحات نفت است که دخترکی ۵شش ساله تا حدود ساعت ۹ شب باید دنبال یه لقمه نون اونهم زیر زمین باشه؟

۴- چند ورق دیگه تو نفحات نفت غرق شدم که صدای نازک یه دختر خانم ببخشید آقا پسر شاید هم هردوش توجهم رو به خودش جلب کرد دو تا خانم آقا نما یا نمیدونم آقای خانم نما لاو تو لاو با یه آقای کاملا آقا دل و قلوه میگرفتند جماعت هم میخ اینا شده بودند. نمیدونم شاید اینهم از ثمرات مسئولین سه لتی باشه!! عقربه ساعت زنگ انقلاب رو نشون میداد تو دلم گفتم الله اکبر . البته فکر کنم جمعیت مترو سوار هم تو دلشون همین رو گفتن!