مدتی شده که به دلیل مشغله کاری و درس و پایان نامه و البته بی حالی بهاری وب نگاشتی نداشته ام شاید هم سوژه ای برای شروع وب نگاری های ابتدای سال لازم بود که این بارش رحمت الهی که میگویند در پنجاه سال اخیر برای تهران در این فصل بی سابقه بود همان مطلبی شد که کیبورد را زیر پنجه های خود یردم و اما بعد.....

رسم است که در همه جا زمانی که بحرانی پدیدار میگردد تمام اهالی دست به دست هم میدهند به مهر تا بحران را پشت سر گذارند و اینجور مواقع است که روحیه همدلی و همبستگی نمایان میشود و البت کارساز! بارش و باران هم که همه دانند از مظاهر لطف و رحمت الهی است چیزی نیست که در ید اختیار بشری باشد و خداوند جهان با ایجاد حوادث طبیعی و خارق العاده هم قدرت ماورایی خود را به انسانها نشان میدهد و هم درسی گرانسنگ به بشر افسارگسیخته که حد خود بدان و پای از گلیم خود بیرون منه!

ولیکن این پدیده ها برای ما ایرانیان سیاست زده محملی است برای طعنه زدن و حساب و کتابهای سیاسی و اداری ، و اصلا آن را فرصتی و غنیمتی میشماریم تا رغبا را از صحنه بدر آریم و یا حداقل خراشی بر چهره ایشان بنشانیم که شاید در بازیهای سیاسی بتوانیم مچی بگیریم و بخوابانیم تا دلمان خنک شود. باران بی سابقه و به دنبال آن سیلابی که موجب مشکلات عدیده برای خط ۴ مترو تهران شد که سبب ساز حضور همه جانبه مدیریت شهری بر سر کار مهار آن گردید هرچقدر جلوه های زیبای همبستگی بعضی دستگاهها را نمایان ساخت به همان میزان کج اندیشی و فرصت طلبی بعضی مسئولین دولتی را برای تسویه حسابهای جناحی و گروهی و حتی شخصی آشکار نمود.

به امید روزی که هرچه میکنیم قبل از آن به خدا و رضایت او بیاندیشیم که والعاقبت للمتقین .